تادسدن
ظاهر
(تغییرمسیر از تادرسدن)
مصدر «تَأَدِسْدَن» بهمعنی «مورد آدرسیافته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن آدرس مکان یا موقعیت به چیزی داده بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـادسدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَأَدِسْدَن»
بنهای تصریفی «تَأَدِسْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَأَدِسْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَأَدِسْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَأَدِسْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَأَدِس»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَأَدِسْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَأَدِسْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَأَدِسْنِن»
فارسی
شبکه عامل-مبنا «تادسدن»: 👈 مصدر پایه «تادسدن»: 👉 دوگان «تادسدن»: تَأَدْسودَن ([؟] معناء:تادسودن) | مصدر عامل-محور «تادسدن»: تَأَدْسادَن ([؟] معناء:تادسادن) دوگان عامل-محور «تادسدن»: تَأَدْسِنْدَن ([؟] معناء:تادسندن) | مصدر انگیزی «تادسدن»: تَأَدْسانْدَن ([؟] معناء:تادساندن) دوگان انگیزی «تادسدن»: تَأَدِسْوانْدَن ([؟] معناء:تادسواندن) | مصدر شورانی «تادسدن»: تَأَدِسْتانْدَن ([؟] معناء:تادستاندن) دوگان شورانی «تادسدن»: تَأَدِسْتونْدَن ([؟] معناء:تادستوندن) | مصدر مجابی «تادسدن»: تَأَدِسْبانْدَن ([؟] معناء:تادسباندن) دوگان مجابی «تادسدن»: تَأَدِسْبونْدَن ([؟] معناء:تادسبوندن)
مصدرهای اثر-مفعولنما «تادسدن»: تَأَدْسُدَن ([؟] معناء:تادسُدن)؛ تَأَدْسِدَن ([؟] معناء:تادسِدن)؛ | مصدرهای عاملیتنما «تادسدن»: تَأَدْسِزْدَن ([؟] معناء:تادسزدن)؛تَأَدْسِرْدَن ([؟] معناء:تادسردن)؛ تَأَدْسِژْدَن ([؟] معناء:تادسژدن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَأَدِسْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـادسدن❖ | همردیف(های) «تادسدن»: تَعَلِنْدَن ([؟] مورد اعلانگرفته قرار دادن)؛ تَعَلِمْدَن ([؟] معناء:تعلمدن)؛ تَنَمِوْدَن ([؟] مورد نشانیگرفته قرار دادن) | هممعنی(های) «تادسدن»: أَتَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَدِسْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آدرسیافته قرار دادن»]
- مثال. پایتون باسِل ([؟] بهوسیله؛ باکمک) تَأَدِسْدَن (؟ مورد آدرسیافته قرار دادن)
0x100بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عملگیرندگی)) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) شیء، خانه نخست شیء هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را میاِشارانَد ([؟] مورد اشارهگرفتهشده قرار میدهد).ترجمه: پایتون با آدرسدهی کردن0x100به یک شیء، به خانه نخست آن شیء اشاره میکند.
- مثال. پایتون باسِل ([؟] بهوسیله؛ باکمک) تَأَدِسْدَن (؟ مورد آدرسیافته قرار دادن)
عملواژه
- ️تلفظ: /تَأَدِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تادسدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تادسدن»: «تَأَدِسْتِد»؛ بن گذشته «تادسدن»: ↦«تَأَدِسْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تادسدن»: «تَأَدِسْتِن»⟼«تَأَدِس» (بنکنون «تادسدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تادسدن»: «تَأَدِسْنِت»؛ بن آینده «تادسدن»: ↦«تَأَدِسْن»؛ بن آینده در آینده «تادسدن»: ↤«تَأَدِسْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَدِسْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آدرسیافته قرار دادن»]
- مثال. پایتون
0x100را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عملگیرندگی)) شیء هه ([؟] مذکور؛ یادشده) تَأَدِسْد (؟ مورد آدرسیافته قرار داد).ترجمه: پایتون0x100را به آن شیء آدرسدهی کرد.
- مثال. پایتون
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَأَدِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتادس | - | - | آواثاء:بتادسید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتادس | - | - | آواثاء:نتادسید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتادس | - | - | آواثاء:ناتادسید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «أَدِسْدَن (؟ مورد آدرسیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تادسدن»: To reference؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تادسدن»: To point to
واژههای مرتبط با «تادسدن»: أَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافتن قرار دادن)؛ اَدْسودَن ([؟] مورد آدرسگرفتن قرار دادن)؛ اُؤَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسدرآمدن قرار دادن)؛ أودِسْدَن ([؟] مورد آدرسدرآمدن قرار دادن)؛ أَدْسانْدَن ([؟] مورد آدرسیافتهشده قرار دادن)؛ اِشْأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسدیدن قرار دادن)؛ أَداشِسْدَن ([؟] مورد آدرسدیدن قرار دادن)؛ أَتَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)؛ اِشْأَدْسانْدَن ([؟] مورد آدرسدریافتهدیدهشده قرار دادن)؛ أَداشْسانْدَن ([؟] مورد آدرسدیدهشده قرار دادن)؛ اِشْأَدِسْتانْدَن ([؟] مورد آدرسگیریشده قرار دادن)؛ أَداشِسْتانْدَن ([؟] مورد آدرسگیرشده قرار دادن)
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین