آسیباندن
ظاهر
مصدر «آسیبانْدَن» بهمعنی «مورد آسیبیافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی، در زمینهای بالقوه، دچار حالت یا وضعیت آسیببینی قرار داده بشود. این مصدر از «آسیبـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «آسیبانْدَن»
بنهای تصریفی «آسیبانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «آسیبانِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «آسیبانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «آسیبانِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «آسیبان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «آسیبانِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «آسیبانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «آسیبانِنْن»
فارسی
همچنین ببین: آسیبْدَن ([؟] مورد آسیبیافتن قرار دادن)؛ اُؤاسیبْدَن ([؟] مورد آسیبیتگرفتن قرار دادن)؛ تَآسیبْدَن ([؟] مورد آسیبیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /آسیبانْدَن/📥 ریشهشناسی: آسیبـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همخانواده «آسیباندن»: خَرِبانْدَن ([؟] مورد خرابیتیافتهشده قرار دادن)؛ صَدِمانْدَن ([؟] مورد صدمهیافتهشده قرار دادن)؛ نَقِصانْدَن ([؟] مورد نقصیافتهشده قرار دادن)؛ خَسِرانْدَن ([؟] مورد خسرانیافتهشده قرار دادن)؛ ویرانْدَن ([؟] مورد ویرانیافتهشده قرار دادن) | متضاد «آسیباندن»: ریسانْدَن ([؟] مورد سامانیافتهشده قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «آسیبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آسیبیافتهشده قرار دادن»]
- مثال. برای آسیبانْدَن (؟ مورد آسیبیافتهشده قرار دادن) شَرِکْگاه ([؟] تشکل اقتصادی (شرکت)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بایَد ([؟] باید) اِطَلِعاءْهای ([؟] اطلاعیافتههای (اطلاعات)) اَهِمْناک ([؟] دارای اهمیت) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِاِشْلُویانْد ([؟] مورد لورفتهیافتهشده قرار بداد).ترجمه: برای آسیب زدن به آن شرکت، باید اطلاعات مهمش را لو داد.
عملواژه
- ️تلفظ: /آسیبانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «آسیباندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «آسیباندن»: «آسیبانِتْد»؛ بن گذشته «آسیباندن»: ↦«آسیبانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «آسیباندن»: «آسیبانِتْن»⟼«آسیبان» (بنکنون «آسیباندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «آسیباندن»: «آسیبانِنْت»؛ بن آینده «آسیباندن»: ↦«آسیبانْن»؛ بن آینده در آینده «آسیباندن»: ↤«آسیبانِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «آسیبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آسیبیافتهشده قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «آسیبانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بآسیبان | - | - | آواثاء:بآسیبانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نآسیبان | - | - | آواثاء:نآسیبانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناآسیبان | - | - | آواثاء:ناآسیبانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «آسیبْدَن (؟ مورد آسیبیافتن قرار دادن)»
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین