پرش به محتوا

نقصاندن

از واژسین

مصدر «نَقِصانْدَن» به‌معنی «مورد نقص‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی دارای کاستی عملکردی بشود. این مصدر از «نقصـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «نَقِصانْدَن»

بن‌های تصریفی «نَقِصانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «نَقِصانِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «نَقِصانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «نَقِصانِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «نَقِصان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «نَقِصانِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «نَقِصانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «نَقِصانِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: نَقِصْدَن ([؟] مورد نقص‌یافتن قرار دادن)؛ اُنَقِصْدَن ([؟] معناء:انقصدن)؛ تَنَقِصْدَن ([؟] مورد نقصیت‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «نَقِصْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد نقص‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. پَسَز ([؟] پس از) نَقِصانْدَن (؟ مورد نقص‌یافته‌شده قرار دادن) دستگاه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) چپگرد، یکی دیگر کَرِنانْد ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: پس از ناقص کردن آن دستگاه در چپگردی، یکی دیگر خرید.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /نَقِصانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «نقصاندن»: بن گذشته در گذشته «نقصاندن»: «نَقِصانِتْد»؛ بن گذشته «نقصاندن»: «نَقِصانْد»؛ بن آینده در گذشته «نقصاندن»: «نَقِصانِتْن»«نَقِصان» (بن‌کنون «نقصاندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «نقصاندن»: «نَقِصانِنْت»؛ بن آینده «نقصاندن»: «نَقِصانْن»؛ بن آینده در آینده «نقصاندن»: «نَقِصانِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «نَقِصْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد نقص‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. علی کُتِرانِه ([؟] به‌شکل تصادفی) دستگاه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را نَقِصانْد (؟ مورد نقص‌یافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: علی تصادفا آن دستگاه را ناقص کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «نَقِصانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:نقصانتدم آواثاء:نقصانتدی نَقِصانِتْد آواثاء:نقصانتدیم آواثاء:نقصانتدید آواثاء:نقصانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:نقصاندم آواثاء:نقصاندی نَقِصانْد آواثاء:نقصاندیم آواثاء:نقصاندید نَقِصانْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:نقصانتنم آواثاء:نقصانتنی آواثاء:نقصانتند آواثاء:نقصانتنیم آواثاء:نقصانتنید آواثاء:نقصانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:نقصانم آواثاء:نقصانی آواثاء:نقصانَد آواثاء:نقصانیم آواثاء:نقصانید آواثاء:نقصانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:نقصاننتم آواثاء:نقصاننتی نَقِصانِنْت آواثاء:نقصاننتیم آواثاء:نقصاننتید آواثاء:نقصاننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:نقصاننم آواثاء:نقصاننی آواثاء:نقصاننَد آواثاء:نقصاننیم آواثاء:نقصاننید آواثاء:نقصاننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:نقصانننم آواثاء:نقصانننی آواثاء:نقصانننَد آواثاء:نقصانننیم آواثاء:نقصانننید آواثاء:نقصانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «نَقِصانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بنقصان - - آواثاء:بنقصانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ننقصان - - آواثاء:ننقصانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نانقصان - - آواثاء:نانقصانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «نَقِصْدَن (؟ مورد نقص‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «نقصاندن»: To impair؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «نقصاندن»: To make deficient