پرش به محتوا

صدماندن

از واژسین

مصدر «صَدِمانْدَن» به‌معنی «مورد صدمه‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی دارای یک آسیب فیزیکی بشود. این مصدر از «صدمـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «صَدِمانْدَن»

بن‌های تصریفی «صَدِمانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «صَدِمانْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «صَدِمانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «صَدِمانْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «صَدِمان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «صَدِمانْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «صَدِمانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «صَدِمانْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «صدماندن»: صَدِمْدَن ([؟] مورد صدمه‌یافتن قرار دادن)؛ اُصَدِمْدَن ([؟] مورد صدمه‌گرفتن قرار دادن)؛ تَصَدِمْدَن ([؟] مورد صدمه‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنْئا «صَدِمْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد صدمه‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. پَسَز ([؟] پس از) صَدِمانْدَن (؟ مورد صدمه‌یافته‌شده قرار دادن) ناخاهانِه ([؟] به‌شکل ناخواسته) آن ([؟] ضمیر اشاره به دور)، یکی دیگر کَرْنانْد ([؟] مورد خریدیافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: پس از صدمه زدن ناخواسته به آن، یکی دیگر خرید.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /صَدِمانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «صدماندن»: بن گذشته در گذشته «صدماندن»: «صَدِمانْتِد»؛ بن گذشته «صدماندن»: «صَدِمانْد»؛ بن آینده در گذشته «صدماندن»: «صَدِمانْتِن»«صَدِمان» (بن‌کنون «صدماندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «صدماندن»: «صَدِمانْنِت»؛ بن آینده «صدماندن»: «صَدِمانْن»؛ بن آینده در آینده «صدماندن»: «صَدِمانْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنْئا «صَدِمْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد صدمه‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. علی دوچرخه دوست اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را صَدِمانْد (؟ معناء:صدماند).🌐ترجمه: علی به دوچرخه دوستش صدمه زد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «صَدِمانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:صدمانتدم آواثاء:صدمانتدی صَدِمانْتِد آواثاء:صدمانتدیم آواثاء:صدمانتدید آواثاء:صدمانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:صدماندم آواثاء:صدماندی صَدِمانْد آواثاء:صدماندیم آواثاء:صدماندید آواثاء:صدماندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:صدمانتنم آواثاء:صدمانتنی آواثاء:صدمانتند آواثاء:صدمانتنیم آواثاء:صدمانتنید آواثاء:صدمانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:صدمانم آواثاء:صدمانی آواثاء:صدمانَد آواثاء:صدمانیم آواثاء:صدمانید آواثاء:صدمانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:صدماننتم آواثاء:صدماننتی صَدِمانْنِت آواثاء:صدماننتیم آواثاء:صدماننتید آواثاء:صدماننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:صدماننم آواثاء:صدماننی آواثاء:صدماننَد آواثاء:صدماننیم آواثاء:صدماننید آواثاء:صدماننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:صدمانننم آواثاء:صدمانننی آواثاء:صدمانننَد آواثاء:صدمانننیم آواثاء:صدمانننید آواثاء:صدمانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «صَدِمانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بصدمان - - آواثاء:بصدمانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نصدمان - - آواثاء:نصدمانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناصدمان - - آواثاء:ناصدمانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «صَدِمْدَن (؟ مورد صدمه‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «صدماندن»: To damage؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «صدماندن»: To injure؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «صدماندن»: To harm