پرش به محتوا

احرکدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۴۹ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «اُحَرِکْدَن» به‌معنی «مورد تحرک‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فراندی که در آن «فاعل» دچار تحرک فیزیکی یا غیرفیزیکی بر «مفعول» بشود. این مصدر از «ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - با تاکید بر عامل‌بودن «فاعل» می‌باشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + حرکدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اُحَرِکْدَن»

بن‌های تصریفی «اُحَرِکْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اُحَرِکْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُحَرِکْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اُحَرِکْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُحَرِک»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اُحَرِکْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُحَرِکْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اُحَرِکْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «احرکدن»: حَرِکْدَن ([؟] مورد تحرک‌یافتن قرار دادن)؛ حَرِکانْدَن ([؟] مورد تحرک‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَحَرِکْدَن ([؟] مورد تحرک‌یافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /اُحَرِکْدَن/📥 ریشه‌شناسی: ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - با تاکید بر عامل‌بودن «فاعل» می‌باشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + حرکدن | هم‌ردیف(های) «احرکدن»: اُرَوِیْدَن ([؟] مورد رفت‌گرفتن قرار دادن)؛ شَنِیْدَن ([؟] مورد شناگرفتن قرار دادن)؛ اُهاوْدَن ([؟] مورد سفرهوایی‌گرفتن قرار دادن) | هم‌خانواده «احرکدن»: اُؤاسِلْدَن ([؟] مورد حرکت‌درون‌سیال‌گرفتن قرار دادن) | متضاد «احرکدن»: اُیَرِنْدَن ([؟] مورد ثابت‌مانی‌گرفتن قرار دادن)
  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «حَرِکْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تحرک‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. اینْچِنین ([؟] این چنین) اُحَرِکْدَن (؟ مورد تحرک‌گرفتن قرار دادن) در بطری، نَمِواء ([؟] نشانی‌یافته (نشانه)) نیرو هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: این چنین حرکت گرفتن در بطری، نشان‌دهنده نیرویی است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اُحَرِکْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «احرکدن»: بن گذشته در گذشته «احرکدن»: «اُحَرِکْتِد»؛ بن گذشته «احرکدن»: «اُحَرِکْد»؛ بن آینده در گذشته «احرکدن»: «اُحَرِکْتِن»«اُحَرِک» (بن‌کنون «احرکدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «احرکدن»: «اُحَرِکْنِت»؛ بن آینده «احرکدن»: «اُحَرِکْن»؛ بن آینده در آینده «احرکدن»: «اُحَرِکْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «حَرِکْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تحرک‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. کَتِباء ([؟] کتبیت‌یافته (مطلب)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) روی میز هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را اُحَرِکْد (؟ مورد تحرک‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: آن کتاب روی میز را به حرکت گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اُحَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:احرکتدم آواثاء:احرکتدی اُحَرِکْتِد آواثاء:احرکتدیم آواثاء:احرکتدید آواثاء:احرکتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:احرکدم آواثاء:احرکدی اُحَرِکْد آواثاء:احرکدیم آواثاء:احرکدید آواثاء:احرکدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:احرکتنم آواثاء:احرکتنی آواثاء:احرکتند آواثاء:احرکتنیم آواثاء:احرکتنید آواثاء:احرکتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:احرکم آواثاء:احرکی آواثاء:احرکَد آواثاء:احرکیم آواثاء:احرکید آواثاء:احرکند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:احرکنتم آواثاء:احرکنتی اُحَرِکْنِت آواثاء:احرکنتیم آواثاء:احرکنتید آواثاء:احرکنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:احرکنم آواثاء:احرکنی آواثاء:احرکنَد آواثاء:احرکنیم آواثاء:احرکنید آواثاء:احرکنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:احرکننم آواثاء:احرکننی آواثاء:احرکننَد آواثاء:احرکننیم آواثاء:احرکننید آواثاء:احرکننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُحَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باحرک - - آواثاء:باحرکید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناحرک - - آواثاء:ناحرکید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااحرک - - آواثاء:نااحرکید -

ترجمه

مصدر اُکُنین «حَرِکْدَن (؟ مورد تحرک‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «احرکدن»: To move؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «احرکدن»: To be set in motion