احرکدن
ظاهر
مصدر «اُحَرِکْدَن» بهمعنی «مورد تحرکگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فراندی که در آن «فاعل» دچار تحرک فیزیکی یا غیرفیزیکی بر «مفعول» بشود. این مصدر از «ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» میباشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + حرکدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُحَرِکْدَن»
بنهای تصریفی «اُحَرِکْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اُحَرِکْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُحَرِکْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اُحَرِکْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُحَرِک»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اُحَرِکْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُحَرِکْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اُحَرِکْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «احرکدن»: حَرِکْدَن ([؟] مورد تحرکیافتن قرار دادن)؛ حَرِکانْدَن ([؟] مورد تحرکیافتهشده قرار دادن)؛ تَحَرِکْدَن ([؟] مورد تحرکیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /اُحَرِکْدَن/📥 ریشهشناسی: ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» میباشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + حرکدن❖ | همردیف(های) «احرکدن»: اُرَوِیْدَن ([؟] مورد رفتگرفتن قرار دادن)؛ شَنِیْدَن ([؟] مورد شناگرفتن قرار دادن)؛ اُهاوْدَن ([؟] مورد سفرهواییگرفتن قرار دادن) | همخانواده «احرکدن»: اُؤاسِلْدَن ([؟] مورد حرکتدرونسیالگرفتن قرار دادن) | متضاد «احرکدن»: اُیَرِنْدَن ([؟] مورد ثابتمانیگرفتن قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «حَرِکْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تحرکگرفتن قرار دادن»]
- مثال. اینْچِنین ([؟] این چنین) اُحَرِکْدَن (؟ مورد تحرکگرفتن قرار دادن) در بطری، نَمِواء ([؟] نشانییافته (نشانه)) نیرو هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: این چنین حرکت گرفتن در بطری، نشاندهنده نیرویی است.
عملواژه
- ️تلفظ: /اُحَرِکْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «احرکدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «احرکدن»: «اُحَرِکْتِد»؛ بن گذشته «احرکدن»: ↦«اُحَرِکْد»↤؛ بن آینده در گذشته «احرکدن»: «اُحَرِکْتِن»⟼«اُحَرِک» (بنکنون «احرکدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «احرکدن»: «اُحَرِکْنِت»؛ بن آینده «احرکدن»: ↦«اُحَرِکْن»؛ بن آینده در آینده «احرکدن»: ↤«اُحَرِکْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «حَرِکْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تحرکگرفتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُحَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باحرک | - | - | آواثاء:باحرکید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناحرک | - | - | آواثاء:ناحرکید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااحرک | - | - | آواثاء:نااحرکید | - | |
ترجمه
مصدر اُکُنین «حَرِکْدَن (؟ مورد تحرکیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «احرکدن»: To move؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «احرکدن»: To be set in motion
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنین