بودن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «بودن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- هَیِمْدَن:❖ مورد بودهشدن قرار گرفتن؛
- مثال. پارسال آنجا بودم.معادل: پارسال آنجا هَیِمْدَم (؟ ورد بودهشدن قرار گرفتم).
- ئِدْن:❖ بودن (فعل ربط)؛
- مثال. این گل بسیاز زیبا است.معادل: این گل بسیار زیبا ئَد (؟ است (فعل ربط)).
- ئِسْدَن:❖ بودن (فعل ربط)؛
- مثال. این گل بسیاز زیبا است.معادل: این گل بسیار زیبا ئِس (؟ است (فعل ربط)).
- هَسائْدَن:❖ بهموجودیگرفته بودن؛
- حَضِرائْدَن:❖ بهحضورگرفته بودن؛
- وُجویائْدَن:❖ بهوجودیتگرفته بودن؛
- مثال. در آنجا اسب شاخدار بود.معادل: اسب شاخدار آنجا را وُجویائْد (؟ بهوجودیتگرفته بود).
همچنین ببین: حضور داشتن؛ حاظر بودن؛ وجود داشتن؛ موجود بودن