اخربدن
ظاهر
مصدر «اُخَرِبْدَن» بهمعنی «مورد خرابیگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» از حالت یا وضعیت عادی خود در زمینه «مفعول» بهشکل نامطلوب خارج بشود. این مصدر از «ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» میباشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + خربدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُخَرِبْدَن»
بنهای تصریفی «اُخَرِبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اُخَرِبْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُخَرِبْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اُخَرِبْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُخَرِب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اُخَرِبْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُخَرِبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اُخَرِبْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «اخربدن»: خَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیتیافتن قرار دادن)؛ خَرِبانْدَن ([؟] مورد خرابیتیافتهشده قرار دادن)؛ تَخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /اُخَرِبْدَن/📥 ریشهشناسی: ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» میباشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + خربدن❖ | همخانواده «اخربدن»: اُصَدِمْدَن ([؟] مورد صدمهگرفتن قرار دادن)؛ أَسِبودَن ([؟] مورد آسیبیتگرفتن قرار دادن)؛ اُنَقِصْدَن ([؟] معناء:انقصدن)؛ اُخَسِرْدَن ([؟] مورد خسرانگرفتن قرار دادن)؛ اُویرْدَن ([؟] مورد ویرانگرفتن قرار دادن) | متضاد «اخربدن»: اُصَلِحْدَن ([؟] مورد اصلاحگرفتن قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنْئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «خَرِبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد خرابیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. اُخَرِبْدَن (؟ مورد خرابیگرفتن قرار دادن) لالَمِسَنْدِگی ([؟] نامکمن در لمسشگیری (لمسنشوندگی؛ لمسناپذیرندگی)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) داوِلْناک ([؟] دارای متداولیت (متداول)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: خرابی یافتن لمسنشوندگی خیلی متداول است.
عملواژه
- ️تلفظ: /اُخَرِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اخربدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اخربدن»: «اُخَرِبْتِد»؛ بن گذشته «اخربدن»: ↦«اُخَرِبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اخربدن»: «اُخَرِبْتِن»⟼«اُخَرِب» (بنکنون «اخربدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اخربدن»: «اُخَرِبْنِت»؛ بن آینده «اخربدن»: ↦«اُخَرِبْن»؛ بن آینده در آینده «اخربدن»: ↤«اُخَرِبْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنْئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «خَرِبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد خرابیگرفتن قرار دادن»]
- مثال. فَرْمال ([؟] دکمه (فشاری)) جیرُو ([؟] آسانسور (عمود رو)) اُخَرِبْدِه ئَد (؟ مورد خرابیگرفتن قرار داده است)!ترجمه: دکمه آسانسور خرابی یافته است!
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُخَرِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باخرب | - | - | آواثاء:باخربید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناخرب | - | - | آواثاء:ناخربید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااخرب | - | - | آواثاء:نااخربید | - | |
ترجمه
مصدر اُکُنین «خَرِبْدَن (؟ مورد خرابیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اخربدن»: To break down؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «اخربدن»: To malfunction
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنین