پرش به محتوا

حرکدن

از واژسین

مصدر «حَرِکْدَن» به‌معنی «مورد تحرک‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فراندی که در آن «فاعل» جای تحرک فیزیکی یا غیرفیزیکی «مفعول» بشود. این مصدر از «بنثاء:حرکدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «حَرِکْدَن»

بن‌های تصریفی «حَرِکْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «حَرِکِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «حَرِکْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «حَرِکِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «حَرِک»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «حَرِکِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «حَرِکْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «حَرِکِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: حَرِکانْدَن ([؟] مورد تحرک‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُحَرِکْدَن ([؟] مورد تحرک‌گرفتن قرار دادن)؛ تَحَرِکْدَن ([؟] مورد تحرک‌یافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /حَرِکْدَن/📥 ریشه‌شناسی: بنثاء:حرکدن | هم‌ردیف(های) «حرکدن»: رُویْدَن ([؟] مورد رفت‌یافتن قرار دادن)؛ شِنْدَن ([؟] مورد شنایافتن قرار دادن)؛ هاوْدَن ([؟] مورد سفرهوایی‌یافتن قرار دادن) | هم‌خانواده «حرکدن»: آسِلْدَن ([؟] مورد حرکت‌درون‌سیال‌یافتن قرار دادن) | متضاد «حرکدن»: یَرِنْدَن ([؟] مورد ثابت‌مانی‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «حرکدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) حَرِکاء ([؟] تحرک‌یافته (تحرک)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تحرک‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. حَرِکْدَن (؟ مورد تحرک‌یافتن قرار دادن) قایق هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بادَلیل ([؟] به‌دلیل؛ با دلیل) باد ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: حرکت یافتن آن قایق به‌دلیل باد است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /حَرِکْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «حرکدن»: بن گذشته در گذشته «حرکدن»: «حَرِکِتْد»؛ بن گذشته «حرکدن»: «حَرِکْد»؛ بن آینده در گذشته «حرکدن»: «حَرِکِتْن»«حَرِک» (بن‌کنون «حرکدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «حرکدن»: «حَرِکِنْت»؛ بن آینده «حرکدن»: «حَرِکْن»؛ بن آینده در آینده «حرکدن»: «حَرِکِنْن»
  1. تعریف «حرکدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) حَرِکاء ([؟] تحرک‌یافته (تحرک)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تحرک‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. روی میز هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، کَتِباء ([؟] کتبیت‌یافته (مطلب)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را حَرِکْد (؟ مورد تحرک‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن کتاب روی آن میز حرکت یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «حَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:حرکتدم آواثاء:حرکتدی حَرِکِتْد آواثاء:حرکتدیم آواثاء:حرکتدید آواثاء:حرکتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:حرکدم آواثاء:حرکدی حَرِکْد آواثاء:حرکدیم آواثاء:حرکدید آواثاء:حرکدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:حرکتنم آواثاء:حرکتنی آواثاء:حرکتند آواثاء:حرکتنیم آواثاء:حرکتنید آواثاء:حرکتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:حرکم آواثاء:حرکی آواثاء:حرکَد آواثاء:حرکیم آواثاء:حرکید آواثاء:حرکند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:حرکنتم آواثاء:حرکنتی حَرِکِنْت آواثاء:حرکنتیم آواثاء:حرکنتید آواثاء:حرکنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:حرکنم آواثاء:حرکنی آواثاء:حرکنَد آواثاء:حرکنیم آواثاء:حرکنید آواثاء:حرکنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:حرکننم آواثاء:حرکننی آواثاء:حرکننَد آواثاء:حرکننیم آواثاء:حرکننید آواثاء:حرکننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «حَرِکْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بحرک - - آواثاء:بحرکید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نحرک - - آواثاء:نحرکید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناحرک - - آواثاء:ناحرکید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) حَرِکاء (؟ تحرک‌یافته (تحرک)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «حرکدن»: To move؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «حرکدن»: To be set in motion