پرش به محتوا

اثبدن

از واژسین

مصدر «اُثَبْدَن» به‌معنی «مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن وضعیت/حالت «فاعل» ثبت‌کننده وضعیت/حالت «مفعول» بشود. این مصدر از «ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای جابجا کردن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم می‌باشد.] + ثبدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اُثَبْدَن»

بن‌های تصریفی «اُثَبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُثَبِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُثَبْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُثَبِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُثَب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُثَبِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُثَبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُثَبِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: ثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌یافتن قرار دادن)؛ ثَبانْدَن ([؟] مورد تثبیت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌یافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /اُثَبْدَن/📥 ریشه‌شناسی: ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای جابجا کردن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم می‌باشد.] + ثبدن | متضاد «اثبدن»: اُفَرامودَن ([؟] مورد فراموشی‌گرفتن قرار دادن)
  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «ثَبْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. اُثَبْدَن (؟ مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن) این اِطَلِعان‌ها ([؟] مطلع‌کن‌ها (اطلاعات)) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) این پایگاه‌داده مُنِسْناک ([؟] دارای درخوریت (مناسب)) نائَد ([؟] نیست (فعل ربط)).🌐ترجمه: تثبیت یافتن این اطلاعات در این پایگاه‌داده مناسب نیست.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اُثَبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اثبدن»: بن گذشته در گذشته «اثبدن»: «اُثَبِتْد»؛ بن گذشته «اثبدن»: «اُثَبْد»؛ بن آینده در گذشته «اثبدن»: «اُثَبِتْن»«اُثَب» (بن‌کنون «اثبدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اثبدن»: «اُثَبِنْت»؛ بن آینده «اثبدن»: «اُثَبْن»؛ بن آینده در آینده «اثبدن»: «اُثَبِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «ثَبْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. پایگاه‌داده هه ([؟] مذکور؛ یادشده) اِطَلِعان‌های ([؟] مطلع‌کن‌ها (اطلاع‌ها)) اَهِمْناک ([؟] دارای اهمیت) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را اُثَبْدِه ئَد (؟ مورد تثبیت‌گرفتن قرار داده است).🌐ترجمه: در آن پایگاه‌داده اطلاعات مهمی تثبیت یافته است.
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی نافَرْجامی سادی «اُثَبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اثبتدم آواثاء:اثبتدی اُثَبِتْد آواثاء:اثبتدیم آواثاء:اثبتدید آواثاء:اثبتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اثبدم آواثاء:اثبدی اُثَبْد آواثاء:اثبدیم آواثاء:اثبدید اُثَبْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اثبتنم آواثاء:اثبتنی آواثاء:اثبتند آواثاء:اثبتنیم آواثاء:اثبتنید آواثاء:اثبتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اثبم آواثاء:اثبی آواثاء:اثبَد آواثاء:اثبیم آواثاء:اثبید آواثاء:اثبند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اثبنتم آواثاء:اثبنتی اُثَبِنْت آواثاء:اثبنتیم آواثاء:اثبنتید آواثاء:اثبنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اثبنم آواثاء:اثبنی آواثاء:اثبنَد آواثاء:اثبنیم آواثاء:اثبنید آواثاء:اثبنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اثبننم آواثاء:اثبننی آواثاء:اثبننَد آواثاء:اثبننیم آواثاء:اثبننید آواثاء:اثبننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجائی فَرْمانی سادی «اُثَبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باثب - - آواثاء:باثبید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناثب - - آواثاء:ناثبید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااثب - - آواثاء:نااثبید -

ترجمه

مصدر اُکُنین «ثَبْدَن (؟ مورد تثبیت‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «اثبدن»: To establish