پرش به محتوا

اواشفدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۲:۲۳ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «اُؤاشُفْدَن» به‌معنی «مورد آشفتگی‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» گیرنده «مفعول» به‌عنوان عامل آشفتگی بشود. این مصدر از «ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - استفاده می‌شود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + یاشفدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اُؤاشُفْدَن»

بن‌های تصریفی «اُؤاشُفْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُؤاشُفِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُؤاشُفْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُؤاشُفِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُؤاشُف»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُؤاشُفِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُؤاشُفْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُؤاشُفِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: آشُفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافتن قرار دادن)؛ آشُفانْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ تَآشُفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /اُؤاشُفْدَن/📥 ریشه‌شناسی: ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - استفاده می‌شود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + یاشفدن | هم‌ردیف(های) «اواشفدن»: ربطاء:اواشفدن/هر | متضاد «اواشفدن»: اُؤارُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌گرفتن قرار دادن)
  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «آشُفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشفتگی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای اُؤاشُفْدَن (؟ مورد آشفتگی‌گرفتن قرار دادن) کودکان اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، کایَد ([؟] کافی بوده/است/خواهد بود) اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی)) را بِآوَرانی ([؟] مورد درون‌گرفته‌شده قرار بدهی)!🌐ترجمه: برای آشفتگی یافتن از کودکانش، کافی است آن‌ها را بیاوری!

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اُؤاشُفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اواشفدن»: بن گذشته در گذشته «اواشفدن»: «اُؤاشُفِتْد»؛ بن گذشته «اواشفدن»: «اُؤاشُفْد»؛ بن آینده در گذشته «اواشفدن»: «اُؤاشُفِتْن»«اُؤاشُف» (بن‌کنون «اواشفدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اواشفدن»: «اُؤاشُفِنْت»؛ بن آینده «اواشفدن»: «اُؤاشُفْن»؛ بن آینده در آینده «اواشفدن»: «اُؤاشُفِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «آشُفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشفتگی‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. پدر هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بچه‌ها اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را اُؤاشُفْد (؟ مورد آشفتگی‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: آن پدر از بچه‌هایش آشفتگی یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اُؤاشُفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اواشفتدم آواثاء:اواشفتدی اُؤاشُفِتْد آواثاء:اواشفتدیم آواثاء:اواشفتدید آواثاء:اواشفتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اواشفدم آواثاء:اواشفدی اُؤاشُفْد آواثاء:اواشفدیم آواثاء:اواشفدید آواثاء:اواشفدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اواشفتنم آواثاء:اواشفتنی آواثاء:اواشفتند آواثاء:اواشفتنیم آواثاء:اواشفتنید آواثاء:اواشفتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اواشفم آواثاء:اواشفی آواثاء:اواشفَد آواثاء:اواشفیم آواثاء:اواشفید آواثاء:اواشفند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اواشفنتم آواثاء:اواشفنتی اُؤاشُفِنْت آواثاء:اواشفنتیم آواثاء:اواشفنتید آواثاء:اواشفنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اواشفنم آواثاء:اواشفنی آواثاء:اواشفنَد آواثاء:اواشفنیم آواثاء:اواشفنید آواثاء:اواشفنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اواشفننم آواثاء:اواشفننی آواثاء:اواشفننَد آواثاء:اواشفننیم آواثاء:اواشفننید آواثاء:اواشفننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُؤاشُفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باواشف - - آواثاء:باواشفید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناواشف - - آواثاء:ناواشفید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااواشف - - آواثاء:نااواشفید -

ترجمه

مصدر اُکُنین «آشُفْدَن (؟ مورد آشفتگی‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «اواشفدن»: To disturb