پرش به محتوا

تآشفدن

از واژسین

مصدر «تَآشُفْدَن» به‌معنی «مورد آشفتگی‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی عامل آشفته‌زا بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)»] + ـآشفدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَآشُفْدَن»

بن‌های تصریفی «تَآشُفْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَآشُفِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَآشُفْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَآشُفِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَآشُف»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَآشُفِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَآشُفْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَآشُفِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: آشُفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافتن قرار دادن)؛ آشُفانْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُؤاشُفْدَن ([؟] مورد آشفتگی‌گرفتن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «آشُفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشفتگی‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. تَآشُفْدَن (؟ مورد آشفتگی‌یافته قرار دادن) فرزندان یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) عَمَل ([؟] عمل؛ رفتار) ناپسند ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: آشفته‌زایی کردن بوسیله فرزندان یک عمل ناپسند است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَآشُفْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تآشفدن»: بن گذشته در گذشته «تآشفدن»: «تَآشُفِتْد»؛ بن گذشته «تآشفدن»: «تَآشُفْد»؛ بن آینده در گذشته «تآشفدن»: «تَآشُفِتْن»«تَآشُف» (بن‌کنون «تآشفدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تآشفدن»: «تَآشُفِنْت»؛ بن آینده «تآشفدن»: «تَآشُفْن»؛ بن آینده در آینده «تآشفدن»: «تَآشُفِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «آشُفْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشفتگی‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. فرزندان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بامِلَش ([؟] با مفعولیت‌اش (عمل‌‌شوندگیش)) تَآشُفْد (؟ مورد آشفتگی‌یافته قرار داد).🌐ترجمه: فرزندانش را برایش آشفته‌زایی کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَآشُفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تآشفتدم آواثاء:تآشفتدی تَآشُفِتْد آواثاء:تآشفتدیم آواثاء:تآشفتدید آواثاء:تآشفتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تآشفدم آواثاء:تآشفدی تَآشُفْد آواثاء:تآشفدیم آواثاء:تآشفدید تَآشُفْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تآشفتنم آواثاء:تآشفتنی آواثاء:تآشفتند آواثاء:تآشفتنیم آواثاء:تآشفتنید آواثاء:تآشفتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تآشفم آواثاء:تآشفی آواثاء:تآشفَد آواثاء:تآشفیم آواثاء:تآشفید آواثاء:تآشفند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تآشفنتم آواثاء:تآشفنتی تَآشُفِنْت آواثاء:تآشفنتیم آواثاء:تآشفنتید آواثاء:تآشفنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تآشفنم آواثاء:تآشفنی آواثاء:تآشفنَد آواثاء:تآشفنیم آواثاء:تآشفنید آواثاء:تآشفنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تآشفننم آواثاء:تآشفننی آواثاء:تآشفننَد آواثاء:تآشفننیم آواثاء:تآشفننید آواثاء:تآشفننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَآشُفْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتآشف - - آواثاء:بتآشفید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتآشف - - آواثاء:نتآشفید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتآشف - - آواثاء:ناتآشفید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «آشُفْدَن (؟ مورد آشفتگی‌یافتن قرار دادن)»