ادسدن

نسخهٔ تاریخ ‏۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۰۹:۳۸ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «أَدِسْدَن» به‌معنی «مورد آدرس‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مشخص‌کننده مکان «مفعول» - به قصد رسیدن یا دسترسی به آن - بشود. این مصدر از «ادسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَدِسْدَن»

بن‌های تصریفی «أَدِسْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَدِسْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَدِسْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَدِسْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَدِس»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَدِسْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَدِسْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَدِسْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَدِسانْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُؤَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌گرفتن قرار دادن)؛ اَدِسودَن ([؟] مورد آدرس‌گرفتن قرار دادن)؛ أودِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌درآمدن قرار دادن)؛ اِشْأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌دیدن قرار دادن)؛ أَداشِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌دیدن قرار دادن)؛ تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)؛ أَدَتِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)؛ اِشْأَدِسانْدَن ([؟] مورد آدرس‌دیده‌شده قرار دادن)؛ أَداشِسانْدَن ([؟] مورد آدرس‌دیده‌شده قرار دادن)؛ اِشْأَدِسُؤانْدَن ([؟] مورد آدرس‌گیری‌شده قرار دادن)؛ أَداشِسْوانْدَن ([؟] مورد آدرس‌گیری‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «ادسدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَدِساء ([؟] آدرس‌یافته (آدرس)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آدرس‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای أَدِسْدَن (؟ مورد آدرس‌یافتن قرار دادن) شیء هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، بایَد ([؟] باید) یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) خانه خالی تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) بِبَهِرِشَد ([؟] مورد استفاده‌شدن قرار داده بشود).🌐ترجمه: برای آدرس یافتن آن شیء، باید یک خانه خالی رم استفاده شود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَدِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ادسدن»: بن گذشته در گذشته «ادسدن»: «أَدِسْتِد»؛ بن گذشته «ادسدن»: «أَدِسْد»؛ بن آینده در گذشته «ادسدن»: «أَدِسْتِن»«أَدِس» (بن‌کنون «ادسدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ادسدن»: «أَدِسْنِت»؛ بن آینده «ادسدن»: «أَدِسْن»؛ بن آینده در آینده «ادسدن»: «أَدِسْنِن»
  1. تعریف «ادسدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَدِساء ([؟] آدرس‌یافته (آدرس)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آدرس‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. 0x100 هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) شیء را أَدِسْد (؟ مورد آدرس‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن شیء 0x100 را به‌عنوان آدرس دریافت کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَدِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ادستدم آواثاء:ادستدی أَدِسْتِد آواثاء:ادستدیم آواثاء:ادستدید آواثاء:ادستدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:ادسدم آواثاء:ادسدی أَدِسْد آواثاء:ادسدیم آواثاء:ادسدید آواثاء:ادسدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ادستنم آواثاء:ادستنی آواثاء:ادستند آواثاء:ادستنیم آواثاء:ادستنید آواثاء:ادستنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ادسم آواثاء:ادسی آواثاء:ادسَد آواثاء:ادسیم آواثاء:ادسید آواثاء:ادسند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ادسنتم آواثاء:ادسنتی أَدِسْنِت آواثاء:ادسنتیم آواثاء:ادسنتید آواثاء:ادسنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ادسنم آواثاء:ادسنی آواثاء:ادسنَد آواثاء:ادسنیم آواثاء:ادسنید آواثاء:ادسنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ادسننم آواثاء:ادسننی آواثاء:ادسننَد آواثاء:ادسننیم آواثاء:ادسننید آواثاء:ادسننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَدِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بادس - - آواثاء:بادسید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نادس - - آواثاء:نادسید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناادس - - آواثاء:ناادسید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَدِساء (؟ آدرس‌یافته (آدرس)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)