تارمدن
ظاهر
مصدر «تَأَرِمْدَن» بهمعنی «مورد آرامشیافته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی عامل آرامشبخش بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـآرمدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَأَرِمْدَن»
بنهای تصریفی «تَأَرِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَأَرِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَأَرِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَأَرِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَأَرِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَأَرِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَأَرِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَأَرِمْنِن»
فارسی
همچنین ببین: أَرِمْدَن ([؟] مورد آرامیتیافتن قرار دادن)؛ أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)؛ أَرِمودَن ([؟] مورد آرامیتگرفتن قرار دادن)؛ أورِمْدَن ([؟] مورد آرامشگرفتن قرار دادن)؛ اِشْأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامشدیدن قرار دادن)؛ أَراشِمْدَن ([؟] مورد آرامشدیدن قرار دادن)؛ اُؤِشْأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامشبخشیافتن قرار دادن)؛ أَرَتِمْدَن ([؟] مورد آرامشیافته قرار دادن)؛ اِشْأَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشدیدهشده قرار دادن)؛ أَراشِمانْدَن ([؟] مورد آرامشدیدهشده قرار دادن)؛ اُؤِشْأَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامکردن قرار دادن)؛ آرِمْدَن ([؟] مورد آرامکردن قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَأَرِمْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـآرمدن❖ | همردیف(های) «تارمدن»: ربطاء:تارمدن/هر | متضاد «تارمدن»: تَأَشِفْدَن ([؟] مورد آشفتگییافته قرار دادن) | هممعنی(های) «تارمدن»: أَرَتِمْدَن ([؟] مورد آرامشیافته قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَرِمْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آرامشیافته قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /تَأَرِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تارمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تارمدن»: «تَأَرِمْتِد»؛ بن گذشته «تارمدن»: ↦«تَأَرِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تارمدن»: «تَأَرِمْتِن»⟼«تَأَرِم» (بنکنون «تارمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تارمدن»: «تَأَرِمْنِت»؛ بن آینده «تارمدن»: ↦«تَأَرِمْن»؛ بن آینده در آینده «تارمدن»: ↤«تَأَرِمْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَرِمْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آرامشیافته قرار دادن»]
- مثال. فرزندان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بَرایَش ([؟] برای او) تَأَرِمْد (؟ مورد آرامشیافته قرار داد).ترجمه: فرزندانش را برایش آرامسازی کرد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَأَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتارم | - | - | آواثاء:بتارمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | نِتارَم | - | - | آواثاء:نتارمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتارم | - | - | آواثاء:ناتارمید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «أَرِمْدَن (؟ مورد آرامیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تارمدن»: To be calming؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تارمدن»: To act as a calmer
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی تکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین