پرش به محتوا

اشارمدن

از واژسین

مصدر «اِشْأَرِمْدَن» به‌معنی «مورد آرامش‌دیدن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» بیننده یا تجربه‌کننده «مفعول» به‌عنوان چیزی آرامش‌بخش بشود. این مصدر از «اشـ [ پیشوند «اشـ» یک «وَنْدامو» برای بیان «فاعل» تجربه‌کننده یا بیننده بودن «مفعول» به‌مانند مفعول مصدر پایه، می‌باشد؛ مثل: «اِشْأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌دیدن قرار دادن)» و «اِشْلَوِیْدَن ([؟] مورد لورفته‌دیدن قرار دادن)»] + ـارمدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اِشْأَرِمْدَن»

بن‌های تصریفی «اِشْأَرِمْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اِشْأَرِمْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اِشْأَرِمْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اِشْأَرِمْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اِشْأَرِم»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اِشْأَرِمْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اِشْأَرِمْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اِشْأَرِمْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «اشارمدن»: أَرِمْدَن ([؟] مورد آرامیت‌یافتن قرار دادن)؛ أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَرِمودَن ([؟] مورد آرامیت‌گرفتن قرار دادن)؛ أورِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌گرفتن قرار دادن)؛ أَراشِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیدن قرار دادن)؛ اُؤِشْأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌بخش‌یافتن قرار دادن)؛ تَأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)؛ أَتَرِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)؛ اِشْأَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیده‌شده قرار دادن)؛ أَراشِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیده‌شده قرار دادن)؛ اُؤِشْأَرِمانْدَن ([؟] مورد آرام‌کردن قرار دادن)؛ آرِمْدَن ([؟] مورد آرام‌کردن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِشْکُنین «أَرِمْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آرامش‌دیدن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَرای ([؟] برای؛ به‌خاطر) اِشْأَرِمْدَن (؟ مورد آرامش‌دیدن قرار دادن) فرزندان، حَبِباء ([؟] محبت‌یافته (محبت)) نَیِزائَد ([؟] نیاز هست).🌐ترجمه: برای آرامش یافتن از فرزندان، محبت نیاز است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اِشْأَرِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشارمدن»: بن گذشته در گذشته «اشارمدن»: «اِشْأَرِمْتِد»؛ بن گذشته «اشارمدن»: «اِشْأَرِمْد»؛ بن آینده در گذشته «اشارمدن»: «اِشْأَرِمْتِن»«اِشْأَرِم» (بن‌کنون «اشارمدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اشارمدن»: «اِشْأَرِمْنِت»؛ بن آینده «اشارمدن»: «اِشْأَرِمْن»؛ بن آینده در آینده «اشارمدن»: «اِشْأَرِمْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِشْکُنین «أَرِمْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آرامش‌دیدن قرار دادن»]
    🚀مثال. پدر هه ([؟] مذکور؛ یادشده) دختر بچه‌ها اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را اِشْأَرِمْد (؟ مورد آرامش‌دیدن قرار داد).🌐ترجمه: آن پدر با دختر بچه‌هایش آرامش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اِشْأَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اشارمتدم آواثاء:اشارمتدی اِشْأَرِمْتِد آواثاء:اشارمتدیم آواثاء:اشارمتدید آواثاء:اشارمتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اشارمدم آواثاء:اشارمدی اِشْأَرِمْد آواثاء:اشارمدیم آواثاء:اشارمدید آواثاء:اشارمدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اشارمتنم آواثاء:اشارمتنی آواثاء:اشارمتند آواثاء:اشارمتنیم آواثاء:اشارمتنید آواثاء:اشارمتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اشارمم آواثاء:اشارمی آواثاء:اشارمَد آواثاء:اشارمیم آواثاء:اشارمید آواثاء:اشارمند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اشارمنتم آواثاء:اشارمنتی اِشْأَرِمْنِت آواثاء:اشارمنتیم آواثاء:اشارمنتید آواثاء:اشارمنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اشارمنم آواثاء:اشارمنی آواثاء:اشارمنَد آواثاء:اشارمنیم آواثاء:اشارمنید آواثاء:اشارمنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اشارمننم آواثاء:اشارمننی آواثاء:اشارمننَد آواثاء:اشارمننیم آواثاء:اشارمننید آواثاء:اشارمننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اِشْأَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باشارم - - آواثاء:باشارمید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناشارم - - آواثاء:ناشارمید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااشارم - - آواثاء:نااشارمید -

ترجمه

مصدر اِشْکُنین «أَرِمْدَن (؟ مورد آرامیت‌یافتن قرار دادن)»