مصدر «أَرِمْدَن» به‌معنی «مورد آرامیت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» آرامش‌دهنده یا آرامش‌بخش «مفعول» بشود. این مصدر از «ادمـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَرِمْدَن»

بن‌های تصریفی «أَرِمْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَرِمْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَرِمْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَرِمْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَرِم»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَرِمْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَرِمْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَرِمْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَرِمودَن ([؟] مورد آرامیت‌گرفتن قرار دادن)؛ أورِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیدن قرار دادن)؛ أَراشِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیدن قرار دادن)؛ اُؤِشْأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌بخش‌یافتن قرار دادن)؛ تَأَرِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)؛ أَرَتِمْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته قرار دادن)؛ اِشْأَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیده‌شده قرار دادن)؛ أَراشِمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌دیده‌شده قرار دادن)؛ اُؤِشْأَرِمانْدَن ([؟] مورد آرام‌کردن قرار دادن)؛ آرِمْدَن ([؟] مورد آرام‌کردن قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «ارمدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَرِماء ([؟] آرامش‌یافته (آرامش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آرامیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. برای أَرِمْدَن (؟ مورد آرامیت‌یافتن قرار دادن) دَإِباناء ([؟] خُلقیت‌ده (رفتاری که بشود؛ رفتار)) اَت ([؟] تو)، بایَد ([؟] باید) مهربان بِئِشی ([؟] بشوی)!🌐ترجمه: برای آرام یافتن رفتارت، باید مهربان شوی!

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَرِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ارمدن»: بن گذشته در گذشته «ارمدن»: «أَرِمْتِد»؛ بن گذشته «ارمدن»: «أَرِمْد»؛ بن آینده در گذشته «ارمدن»: «أَرِمْتِن»«أَرِم» (بن‌کنون «ارمدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ارمدن»: «أَرِمْنِت»؛ بن آینده «ارمدن»: «أَرِمْن»؛ بن آینده در آینده «ارمدن»: «أَرِمْنِن»
  1. تعریف «ارمدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَرِماء ([؟] آرامش‌یافته (آرامش)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آرامیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. مهربانی اَش ([؟] مال آن؛ آن را) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) دَإِباناء ([؟] خُلقیت‌ده (رفتاری که بشود؛ رفتار)) را أَرِمْد (؟ مورد آرامیت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن رفتار با مهربانی‌اش آرام یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] أَرِمْتِدَم آواثاء:ارمتدی أَرِمْتِد آواثاء:ارمتدیم آواثاء:ارمتدید آواثاء:ارمتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آرُمْدَم آواثاء:ارمدی أَرِمْد آرُمْدیم آرُمْدید آرُمْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ارمتنم آواثاء:ارمتنی آواثاء:ارمتند آواثاء:ارمتنیم آواثاء:ارمتنید آواثاء:ارمتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ارمم آرُمی آواثاء:ارمَد آواثاء:ارمیم آرُمید آرُمَنْد
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ارمنتم آواثاء:ارمنتی أَرِمْنِت آواثاء:ارمنتیم آواثاء:ارمنتید آواثاء:ارمنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آرُمْنَم آرُمْنی آواثاء:ارمنَد آرُمْنیم آرُمْنید أَرِمنِنَد
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ارمننم آواثاء:ارمننی آواثاء:ارمننَد آواثاء:ارمننیم آواثاء:ارمننید آواثاء:ارمننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَرِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بارم - - آواثاء:بارمید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نارم - - آواثاء:نارمید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناارم - - آواثاء:ناارمید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَرِماء (؟ آرامش‌یافته (آرامش)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «ارمدن»: To be calmed؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «ارمدن»: To be soothed