مصدر «تَأَرِیْدَن» به‌معنی «مورد آرایش‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی به‌عنوان نظم، ترتیب، هماهنگی، همخوانی، یا خصلتی درمورد وضعیت یا حالتی بعنوان آرایش پسندیده گرفته بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه می‌باشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـاریدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَأَرِیْدَن»

بن‌های تصریفی «تَأَرِیْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَأَرِیْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَأَرِیْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَأَرِیْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَأَرِی»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَأَرِیْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَأَرِیْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَأَرِیْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَرِیْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافتن قرار دادن)؛ أَرِیانْدَن ([؟] مورد آرایش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُؤارایْدَن ([؟] مورد آرایش‌گرفتن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَرِیْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آرایش‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَأَرِیْدَن (؟ مورد آرایش‌یافته قرار دادن) فاماء ([؟] رنگش‌گیر (رنگ‌آور؛ رنگ)) سر شاخه‌ها، بایَد ([؟] باید) هنرمندان را بِقَنِعانیم ([؟] مورد قانعیت‌یافته‌شده قرار بدهیم).🌐ترجمه: برای آرایش‌سازی کردن رنگ‌آمیزی سر شاخه‌ها، باید هنرمندان را قانع کنیم.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَأَرِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تاریدن»: بن گذشته در گذشته «تاریدن»: «تَأَرِیْتِد»؛ بن گذشته «تاریدن»: «تَأَرِیْد»؛ بن آینده در گذشته «تاریدن»: «تَأَرِیْتِن»«تَأَرِی» (بن‌کنون «تاریدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تاریدن»: «تَأَرِیْنِت»؛ بن آینده «تاریدن»: «تَأَرِیْن»؛ بن آینده در آینده «تاریدن»: «تَأَرِیْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَرِیْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آرایش‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. علی فاماء ([؟] رنگش‌گیر (رنگ‌آور؛ رنگ)) سر شاخه‌ها را تَأَرِیْد (؟ مورد آرایش‌یافته قرار داد).🌐ترجمه: علی رنگ‌آمیزی سر شاخه‌ها را آرایش‌سازی کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَأَرِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تاریتدم آواثاء:تاریتدی تَأَرِیْتِد آواثاء:تاریتدیم آواثاء:تاریتدید آواثاء:تاریتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] تَأَرِیْدَم آواثاء:تاریدی تَأَرِیْد آواثاء:تاریدیم آواثاء:تاریدید آواثاء:تاریدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تاریتنم آواثاء:تاریتنی آواثاء:تاریتند آواثاء:تاریتنیم آواثاء:تاریتنید آواثاء:تاریتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تاریم آواثاء:تاریی آواثاء:تاریَد آواثاء:تارییم آواثاء:تاریید آواثاء:تاریند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تارینتم آواثاء:تارینتی تَأَرِیْنِت آواثاء:تارینتیم آواثاء:تارینتید آواثاء:تارینتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تآراینم آواثاء:تآراینی آواثاء:تآرایند آواثاء:تآراینیم آواثاء:تآراینید آواثاء:تآراینند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تاریننم آواثاء:تاریننی آواثاء:تارینند آواثاء:تاریننیم آواثاء:تاریننید آواثاء:تاریننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَأَرِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتاری - - آواثاء:بتاریید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - نِتاری - - آواثاء:نتاریید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتاری - - آواثاء:ناتاریید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «أَرِیْدَن (؟ مورد آرایش‌یافتن قرار دادن)»