ارژندن
ظاهر
مصدر «اُرُژِنْدَن» بهمعنی «مورد رنگولعابگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» با گرفتن رنگ و لعاب «مفعول» آرایش بشود. این مصدر از «ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - استفاده میشود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + رژندن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُرُژِنْدَن»
بنهای تصریفی «اُرُژِنْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُرُژِنِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُرُژِنْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُرُژِنِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُرُژِن»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُرُژِنِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُرُژِنْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُرُژِنِنْن»
فارسی
همچنین ببین: رُژِنْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافتن قرار دادن)؛ رُژِنانْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافتهشده قرار دادن)؛ تَرُژِنْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /اُرُژِنْدَن/📥 ریشهشناسی: ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - استفاده میشود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + رژندن❖
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «رُژِنْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد رنگولعابگرفتن قرار دادن»]
- مثال. برای اُرُژِنْدَن (؟ مورد رنگولعابگرفتن قرار دادن) این چهره، بایَد ([؟] باید) موی اَت ([؟] تو) را بِکوتَهانی ([؟] مورد کمطولیتیافتهشده قرار بدهی).ترجمه: برای آرایش گرفتن مانند این چهره، باید مویت را کوتاه کنی.
عملواژه
- ️تلفظ: /اُرُژِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ارژندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «ارژندن»: «اُرُژِنِتْد»؛ بن گذشته «ارژندن»: ↦«اُرُژِنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «ارژندن»: «اُرُژِنِتْن»⟼«اُرُژِن» (بنکنون «ارژندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «ارژندن»: «اُرُژِنِنْت»؛ بن آینده «ارژندن»: ↦«اُرُژِنْن»؛ بن آینده در آینده «ارژندن»: ↤«اُرُژِنِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «رُژِنْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد رنگولعابگرفتن قرار دادن»]
- مثال. علی پارسال این چهره را میاُرُژِنْد (؟ مورد رنگولعابگرفتن قرار میداد).ترجمه: علی پارسال مانند این چهره آرایش میگرفت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُرُژِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بارژن | - | - | آواثاء:بارژنید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نارژن | - | - | آواثاء:نارژنید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناارژن | - | - | آواثاء:ناارژنید | - | |
ترجمه
مصدر اُکُنین «رُژِنْدَن (؟ مورد رنگولعابیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «ارژندن»: To be adorned؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «ارژندن»: To be embellished
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی اکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنین