پرش به محتوا

تشوقدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۴ اسفند ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۳۱ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «تَشُوقْدَن» به‌معنی «مورد تشویق‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فراثاء:تشوقدن این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه می‌باشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـشوقدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَشُوقْدَن»

بن‌های تصریفی «تَشُوقْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَشُوقْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَشُوقْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَشُوقْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَشُوق»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَشُوقْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَشُوقْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَشُوقْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «تشوقدن»: شُوقْدَن ([؟] مورد اشتیاق‌گرفتن قرار دادن)؛ شُوقانْدَن ([؟] مورد اشتیاق‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «تشوقدن». فرایند أَیِجانْدَن ([؟] مورد ایجادیافته‌شده قرار دادن) علاقه اَنِجانْدَن ([؟] مورد انجام‌گرفته‌شو قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) در کسی:‌ [💬یا بعبارتی «مورد تشویق‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. تَشُوقْدَن (؟ مورد تشویق‌شده قرار دادن) دیگران به اَنِجانْدَن ([؟] مورد انجام‌گرفته‌شو قرار دادن) کارهای نیک خوب ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تشویق کردن دیگران به انجام دادن کارهای نیک خوب است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَشُوقْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تشوقدن»: بن گذشته در گذشته «تشوقدن»: «تَشُوقْتِد»؛ بن گذشته «تشوقدن»: «تَشُوقْد»؛ بن آینده در گذشته «تشوقدن»: «تَشُوقْتِن»«تَشُوق» (بن‌کنون «تشوقدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تشوقدن»: «تَشُوقْنِت»؛ بن آینده «تشوقدن»: «تَشُوقْن»؛ بن آینده در آینده «تشوقدن»: «تَشُوقْنِن»
  1. تعریف «تشوقدن». علاقه اَنِجانْدَن ([؟] مورد انجام‌گرفته‌شو قرار دادن) کار هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را در کسی أَیِجانْدَن ([؟] مورد ایجادیافته‌شده قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تشویق‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. چرا همدیگر را به اَنِجْدَن ([؟] مورد انجام‌شدگی‌گرفتن قرار دادن) کارهای نیک نَمی‌تَشُوقید (؟ مورد تشویق‌شده قرار نمی‌دهید)؟🌐ترجمه: چرا همدیگر را به انجام دادن کارهای نیک تشویق نمی‌کنید؟
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَشُوقْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تشوقتدم آواثاء:تشوقتدی تَشُوقْتِد آواثاء:تشوقتدیم آواثاء:تشوقتدید آواثاء:تشوقتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تشوقدم آواثاء:تشوقدی تَشُوقْد آواثاء:تشوقدیم آواثاء:تشوقدید آواثاء:تشوقدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تشوقتنم آواثاء:تشوقتنی آواثاء:تشوقتند آواثاء:تشوقتنیم آواثاء:تشوقتنید آواثاء:تشوقتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تشوقم آواثاء:تشوقی آواثاء:تشوقَد آواثاء:تشوقیم آواثاء:تشوقید آواثاء:تشوقند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تشوقنتم آواثاء:تشوقنتی تَشُوقْنِت آواثاء:تشوقنتیم آواثاء:تشوقنتید آواثاء:تشوقنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تشوقنم آواثاء:تشوقنی آواثاء:تشوقنَد آواثاء:تشوقنیم آواثاء:تشوقنید آواثاء:تشوقنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تشوقننم آواثاء:تشوقننی آواثاء:تشوقننَد آواثاء:تشوقننیم آواثاء:تشوقننید آواثاء:تشوقننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَشُوقْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتشوق - - بِتُشُوقید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتشوق - - آواثاء:نتشوقید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتشوق - - آواثاء:ناتشوقید -

ترجمه

أَیِجانْدَن (؟ مورد ایجادیافته‌شده قرار دادن) علاقه
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «تشوقدن»: To encourage