پرش به محتوا

اوشدابدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۲ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «اُؤِشْدابْدَن» به‌معنی «مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» خلق یا رفتار تجربه‌شده توسط «مفعول» بشود. این مصدر از «ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - استفاده می‌شود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + ؤشدابدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اُؤِشْدابْدَن»

بن‌های تصریفی «اُؤِشْدابْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُؤِشْدابِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُؤِشْدابْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُؤِشْدابِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُؤِشْداب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُؤِشْدابِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُؤِشْدابْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُؤِشْدابِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن)؛ دابانْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلق‌دیدن قرار دادن)؛ تَدابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافته قرار دادن)؛ اِشْدابانْدَن ([؟] مورد خُلق‌دیده‌شده قرار دادن)؛ اُؤِشْدابانْدَن ([؟] مورد رفتاردیده‌شده قرار دادن)؛ اِشْدابُؤانْدَن ([؟] معناء:اشدابواندن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /اُؤِشْدابْدَن/📥 ریشه‌شناسی: ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - استفاده می‌شود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + ؤشدابدن | هم‌ردیف(های) «اوشدابدن»: ربطاء:اوشدابدن/هر
  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «اِشْدابْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. اُؤِشْدابْدَن (؟ مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار دادن) علی باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) شیوه زِشْناک ([؟] دارای زشتی (زشت)) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) غَمْناک ([؟] دارای غمیت) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: رفتارشدگی دیدن علی به آن شیوه زشت خیلی غمناک بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اُؤِشْدابْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اوشدابدن»: بن گذشته در گذشته «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِتْد»؛ بن گذشته «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابْد»؛ بن آینده در گذشته «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِتْن»«اُؤِشْداب» (بن‌کنون «اوشدابدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِنْت»؛ بن آینده «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابْن»؛ بن آینده در آینده «اوشدابدن»: «اُؤِشْدابِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «اِشْدابْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) شیوه زِشْناک ([؟] دارای زشتی (زشت))، من را اُؤِشْدابْد (؟ مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: آن شیوه زشت مورد رفتارشدگی با من درآمد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اُؤِشْدابْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اوشدابتدم آواثاء:اوشدابتدی اُؤِشْدابِتْد آواثاء:اوشدابتدیم آواثاء:اوشدابتدید آواثاء:اوشدابتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] اُؤِشْدابْدَم آواثاء:اوشدابدی اُؤِشْدابْد آواثاء:اوشدابدیم آواثاء:اوشدابدید آواثاء:اوشدابدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اوشدابتنم آواثاء:اوشدابتنی آواثاء:اوشدابتند آواثاء:اوشدابتنیم آواثاء:اوشدابتنید آواثاء:اوشدابتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اوشدابم آواثاء:اوشدابی آواثاء:اوشدابَد آواثاء:اوشدابیم آواثاء:اوشدابید آواثاء:اوشدابند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اوشدابنتم آواثاء:اوشدابنتی اُؤِشْدابِنْت آواثاء:اوشدابنتیم آواثاء:اوشدابنتید آواثاء:اوشدابنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اوشدابنم آواثاء:اوشدابنی آواثاء:اوشدابنَد آواثاء:اوشدابنیم آواثاء:اوشدابنید آواثاء:اوشدابنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اوشدابننم آواثاء:اوشدابننی آواثاء:اوشدابننَد آواثاء:اوشدابننیم آواثاء:اوشدابننید آواثاء:اوشدابننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُؤِشْدابْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باوشداب - - آواثاء:باوشدابید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناوشداب - - آواثاء:ناوشدابید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااوشداب - - آواثاء:نااوشدابید -

ترجمه

مصدر اُکُنین «اِشْدابْدَن (؟ مورد خُلق‌دیدن قرار دادن)»