پرش به محتوا

دابدن

از واژسین

مصدر «دَإبْدَن» به‌معنی «مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» شکل یا حالت رفتاری «مفعول» بشود. این مصدر از «دابـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دَإبْدَن»

بن‌های تصریفی «دَإبْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «دَإبْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَإبْدَ»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «دَإبْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دإب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «دَإبْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَإبْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «دَإبْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «دابدن»: دَإبانْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلق‌دیدن قرار دادن)؛ اُؤِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلق‌بین‌یافتن قرار دادن)؛ تَدابْدَن ([؟] مورد خُلقیت‌یافته قرار دادن)؛ اِشْدابانْدَن ([؟] مورد خُلق‌دیده‌شده قرار دادن)؛ اُؤِشْدابانْدَن ([؟] مورد رفتاردیده‌شده قرار دادن)؛ اِشْدابْتانْدَن ([؟] معناء:اشدابتاندن)

مصدر

  1. تعریف «دابدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دَإبْدَن (؟ مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن) گویاژ ([؟] گفته) علی باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) ناسزا خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) بَدْناک ([؟] بد؛ زشت؛ ناپسند) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: رفتار یافتن ناسزاگونه گفته علی خیلی بد بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دَإبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دابدن»: بن گذشته در گذشته «دابدن»: «دَإبْتِد»؛ بن گذشته «دابدن»: «دَإبْدَ»؛ بن آینده در گذشته «دابدن»: «دَإبْتِن»«دإب» (بن‌کنون «دابدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دابدن»: «دَإبْنِت»؛ بن آینده «دابدن»: «دَإبْن»؛ بن آینده در آینده «دابدن»: «دَإبْنِن»
  1. تعریف «دابدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خُلقیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دیروز ناسزا، گویاژ ([؟] گفته) علی را دَإبْدَ (؟ مورد خُلقیت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: گفته علی دیروز به‌شکل ناسزا رفتار یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دَإبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دابتدم آواثاء:دابتدی دَإبْتِد آواثاء:دابتدیم آواثاء:دابتدید آواثاء:دابتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دابدم آواثاء:دابدی دَإبْدَ آواثاء:دابدیم آواثاء:دابدید آواثاء:دابدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دابتنم آواثاء:دابتنی آواثاء:دابتند آواثاء:دابتنیم آواثاء:دابتنید آواثاء:دابتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دابم آواثاء:دابی آواثاء:دابَد آواثاء:دابیم آواثاء:دابید آواثاء:دابند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دابنتم آواثاء:دابنتی دَإبْنِت آواثاء:دابنتیم آواثاء:دابنتید آواثاء:دابنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دابنم آواثاء:دابنی آواثاء:دابنَد آواثاء:دابنیم آواثاء:دابنید آواثاء:دابنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دابننم آواثاء:دابننی آواثاء:دابننَد آواثاء:دابننیم آواثاء:دابننید آواثاء:دابننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دَإبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بداب - - آواثاء:بدابید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نداب - - آواثاء:ندابید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناداب - - آواثاء:نادابید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دإباء (؟ خُلقیت‌یافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)