دابدن
ظاهر
مصدر «دَإبْدَن» بهمعنی «مورد خُلقیتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» شکل یا حالت رفتاری «مفعول» بشود. این مصدر از «دابـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «دَإبْدَن»
بنهای تصریفی «دَإبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «دَإبْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دَإبْدَ»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «دَإبْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دإب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «دَإبْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دَإبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «دَإبْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «دابدن»: دَإبانْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافتهشده قرار دادن)؛ اُدابْدَن ([؟] مورد خُلقیتگرفتن قرار دادن)؛ اِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلقدیدن قرار دادن)؛ اُؤِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلقبینیافتن قرار دادن)؛ تَدابْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافته قرار دادن)؛ اِشْدابانْدَن ([؟] مورد خُلقدیدهشده قرار دادن)؛ اُؤِشْدابانْدَن ([؟] مورد رفتاردیدهشده قرار دادن)؛ اِشْدابْتانْدَن ([؟] معناء:اشدابتاندن)
مصدر
- ️تلفظ: /دَإبْدَن/📥 ریشهشناسی: دابـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «دابدن»: ربطاء:دابدن/هر
- تعریف «دابدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیتیافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد خُلقیتیافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /دَإبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دابدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «دابدن»: «دَإبْتِد»؛ بن گذشته «دابدن»: ↦«دَإبْدَ»↤؛ بن آینده در گذشته «دابدن»: «دَإبْتِن»⟼«دإب» (بنکنون «دابدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «دابدن»: «دَإبْنِت»؛ بن آینده «دابدن»: ↦«دَإبْن»؛ بن آینده در آینده «دابدن»: ↤«دَإبْنِن»◀
- تعریف «دابدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) دإباء ([؟] خُلقیتیافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد خُلقیتیافتن قرار دادن»]
- مثال. دیروز ناسزا، گویاژ ([؟] گفته) علی را دَإبْدَ (؟ مورد خُلقیتیافتن قرار داد).ترجمه: گفته علی دیروز بهشکل ناسزا رفتار یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دَإبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بداب | - | - | آواثاء:بدابید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نداب | - | - | آواثاء:ندابید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناداب | - | - | آواثاء:نادابید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) دإباء (؟ خُلقیتیافته (رفتار؛ رفتاری که بروز یابد)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «دابدن»: To shape (something) into a particular behavior
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا