اشدابدن
ظاهر
مصدر «اِشْدابْدَن» بهمعنی «مورد خُلقدیدن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در معرض تجربه خلق یا رفتار «مفعول» قرار بگیرد. این مصدر از «اشـ [※ پیشوند «اشـ» یک «وَنْدامو» برای بیان دیدهشدهبودن «مفعول»، که فاعل «دوگان مصدر پایه مجهولی» است، میباشد؛ مثل: «اِشْأَدْرِسْدَن ([؟] مورد آدرسدیدن قرار دادن)» و «اِشْلُودَن ([؟] مورد لورفتهدیدن قرار دادن)»] + ـدابدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اِشْدابْدَن»
بنهای تصریفی «اِشْدابْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اِشْدابِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اِشْدابْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اِشْدابِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اِشْداب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اِشْدابِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اِشْدابْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اِشْدابِنْن»
فارسی
همچنین ببین: دابْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافتن قرار دادن)؛ دابانْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافتهشده قرار دادن)؛ اُدابْدَن ([؟] مورد خُلقیتگرفتن قرار دادن)؛ اُؤِشْدابْدَن ([؟] مورد خُلقبینیافتن قرار دادن)؛ تَدابْدَن ([؟] مورد خُلقیتیافته قرار دادن)؛ اِشْدابانْدَن ([؟] مورد خُلقدیدهشده قرار دادن)؛ اُؤِشْدابانْدَن ([؟] مورد رفتاردیدهشده قرار دادن)؛ اِشْدابُؤانْدَن ([؟] معناء:اشدابواندن)
مصدر
- ️تلفظ: /اِشْدابْدَن/📥 ریشهشناسی: اشـ [※ پیشوند «اشـ» یک «وَنْدامو» برای بیان دیدهشدهبودن «مفعول»، که فاعل «دوگان مصدر پایه مجهولی» است، میباشد؛ مثل: «اِشْأَدْرِسْدَن ([؟] مورد آدرسدیدن قرار دادن)» و «اِشْلُودَن ([؟] مورد لورفتهدیدن قرار دادن)»] + ـدابدن❖ | همردیف(های) «اشدابدن»: ربطاء:اشدابدن/هر
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِشْکُنین «دابْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد خُلقدیدن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /اِشْدابْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشدابدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اشدابدن»: «اِشْدابِتْد»؛ بن گذشته «اشدابدن»: ↦«اِشْدابْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اشدابدن»: «اِشْدابِتْن»⟼«اِشْداب» (بنکنون «اشدابدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اشدابدن»: «اِشْدابِنْت»؛ بن آینده «اشدابدن»: ↦«اِشْدابْن»؛ بن آینده در آینده «اشدابدن»: ↤«اِشْدابِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِشْکُنین «دابْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد خُلقدیدن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اِشْدابْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:باشداب | - | - | آواثاء:باشدابید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ناشداب | - | - | آواثاء:ناشدابید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نااشداب | - | - | آواثاء:نااشدابید | - | |
ترجمه
مصدر اِشْکُنین «دابْدَن (؟ مورد خُلقیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «اشدابدن»: To experience (someone’s) behavior
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی اشکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اشکنین