انمودن
ظاهر
مصدر «اُنِمودَن» بهمعنی «مورد نشاندهندهگرفتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن به «فاعل» توانایی کسب اطلاع از «مفعول» داده بشود. این مصدر از «ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» میباشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + نمودن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «اُنِمودَن»
بنهای تصریفی «اُنِمودَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اُنِموتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُنِمود»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اُنِموتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُنَمِو»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اُنِمونْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُنِمون»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اُنِمونْن»
فارسی
واژههای مرتبط با «انمودن»: نَمِوْدَن ([؟] مورد نشانییافتن قرار دادن)؛ نَمْوانْدَن ([؟] مورد نشانییافتهشده قرار دادن)؛ اِشْنِمودَن ([؟] مورد نشانهدیدن قرار دادن)؛ تَنَمِوْدَن ([؟] مورد نشانیگرفته قرار دادن)؛ اِشْنَمِواندَن ([؟] مورد نشانهدیدهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /اُنِمودَن/📥 ریشهشناسی: ا [※ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقشهای «فاعل» و «مفعول» باهم جابهجا شده - با تاکید بر عاملبودن «فاعل» میباشد؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)»] + نمودن❖ | همردیف(های) «انمودن»: ربطاء:انمودن/هر | متضاد «انمودن»: ربطاء:انمودن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «نَمِوْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد نشاندهندهگرفتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /اُنِمودَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «انمودن»: ▶ بن گذشته در گذشته «انمودن»: «اُنِموتْد»؛ بن گذشته «انمودن»: ↦«اُنِمود»↤؛ بن آینده در گذشته «انمودن»: «اُنِموتْن»⟼«اُنَمِو» (بنکنون «انمودن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «انمودن»: «اُنِمونْت»؛ بن آینده «انمودن»: ↦«اُنِمون»؛ بن آینده در آینده «انمودن»: ↤«اُنِمونْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «نَمِوْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد نشاندهندهگرفتن قرار دادن»]
- مثال. نقشه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) چگونگی اُرَوِیْدَن ([؟] مورد رفتگرفتن قرار دادن) دَرِسْگاه ([؟] مدرسه) را اُنِمودِه (؟ مورد نشاندهندهگرفتن قرار داده).ترجمه: آن نقشه چگونگی رفتن به مدرسه را به نمایش گرفته.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُنِمودَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بانموی | - | - | آواثاء:بانمویید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نانموی | - | - | آواثاء:نانمویید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناانموی | - | - | آواثاء:ناانمویید | - | |
ترجمه
مصدر اُکُنین «نَمِوْدَن (؟ مورد نشانییافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «انمودن»: To show؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «انمودن»: To reveal؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «انمودن»: To declare
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی اکنین