نمودن
ظاهر
مصدر «نَمِوْدَن» بهمعنی «مورد نشانییافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» توسط «مفعول» نشاندادهشده بشود. این مصدر از «نمو + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «نَمِوْدَن»
بنهای تصریفی «نَمِوْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «نِموتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «نِمود»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «نِموتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «نَمِو»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «نِمونْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «نِمون»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «نِمونْن»
فارسی
واژههای مرتبط با «نمودن»: نَمْوانْدَن ([؟] مورد نشانییافتهشده قرار دادن)؛ اُنِمودَن ([؟] مورد نشاندهندهگرفتن قرار دادن)؛ اِشْنِمودَن ([؟] مورد نشانهدیدن قرار دادن)؛ تَنَمِوْدَن ([؟] مورد نشانیگرفته قرار دادن)؛ اِشْنَمِواندَن ([؟] مورد نشانهدیدهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /نَمِوْدَن/📥 ریشهشناسی: نمو + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «نمودن»: آشَکْدَن ([؟] مورد آشکاریافتن قرار دادن)؛ بُروزْدَن ([؟] مورد بروزیتیافتن قرار دادن)؛ شَکِلْدَن ([؟] مورد شکلیافتن قرار دادن)؛ مَلْدَن ([؟] مورد برملایافتن قرار دادن)؛ هُوِیْدَن ([؟] مورد هویدایافتن قرار دادن) | متضاد «نمودن»: ربطاء:نمودن/ضد
- تعریف «نمودن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَمِواء ([؟] نشانییافته (نشانه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد نشانییافتن قرار دادن»]
- مثال. نَمِوْدَن (؟ مورد نشانییافتن قرار دادن) چگونگی اُرَوِیْدَن ([؟] مورد رفتگرفتن قرار دادن) دَرِسْگاه ([؟] مدرسه) خوب ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: نمایش یافتن چگونگی رفتن به مدرسه خوب است.
عملواژه
- ️تلفظ: /نَمِوْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «نمودن»: ▶ بن گذشته در گذشته «نمودن»: «نِموتْد»؛ بن گذشته «نمودن»: ↦«نِمود»↤؛ بن آینده در گذشته «نمودن»: «نِموتْن»⟼«نَمِو» (بنکنون «نمودن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «نمودن»: «نِمونْت»؛ بن آینده «نمودن»: ↦«نِمون»؛ بن آینده در آینده «نمودن»: ↤«نِمونْن»◀
- تعریف «نمودن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَمِواء ([؟] نشانییافته (نشانه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد نشانییافتن قرار دادن»]
- مثال. چگونگی اُرَوِیْدَن ([؟] مورد رفتگرفتن قرار دادن) بِه ([؟] مقصد؛ بهمقصد؛ به انتها) تهران، نقشه هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را نِمود (؟ مورد نشاندهندهیافتن قرار داد).ترجمه: چگونگی رفتن به تهران روی آن نقشه نمایش یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «نَمِوْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | بِنَمِوی | - | - | آواثاء:بنمویید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:ننموی | - | - | آواثاء:ننمویید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نانموی | - | - | آواثاء:نانمویید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نَمِواء (؟ نشانییافته (نشانه)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «نمودن»: To show؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «نمودن»: To reveal؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «نمودن»: To declare
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا