هویدن
مصدر «هُوِیْدَن» بهمعنی «مورد هویدایافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» چیزی قابل رویت از «مفعول» - که پیشتر قابل رویت (دیده شدن با چشم) نبوده - بشود. این مصدر از «هویـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «هُوِیْدَن»
بنهای تصریفی «هُوِیْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «هُوِیْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «هُوِیْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «هُوِیْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «هُوِی»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «هُوِیْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «هُوِیْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «هُوِیْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «هویدن»: هُوِیانْدَن ([؟] مورد هویداگرفتهشده قرار دادن)؛ اُهُوِیْدَن ([؟] مورد هویداگرفتن قرار دادن)؛ تَهُوِیْدَن ([؟] مورد هویداگرفته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /هُوِیْدَن/📥 ریشهشناسی: هویـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «هویدن»: آشَکْدَن ([؟] مورد آشکاریافتن قرار دادن)؛ بُروزْدَن ([؟] مورد بروزیتیافتن قرار دادن)؛ شَکِلْدَن ([؟] مورد شکلیافتن قرار دادن)؛ مَلْدَن ([؟] مورد برملایافتن قرار دادن)؛ نَمِوْدَن ([؟] مورد نشانییافتن قرار دادن) | متضاد «هویدن»: ربطاء:هویدن/ضد
- تعریف «هویدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هُوِیاء ([؟] هویدایافته (هویدا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد هویدایافتن قرار دادن»]
- مثال. هُوِیْدَن (؟ مورد هویدایافتن قرار دادن) رنگینکمان خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) سرورانگیز ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: هویدا یافتن رنگینکمان خیلی سرورانگیز است.
عملواژه
- ️تلفظ: /هُوِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «هویدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «هویدن»: «هُوِیْتِد»؛ بن گذشته «هویدن»: ↦«هُوِیْد»↤؛ بن آینده در گذشته «هویدن»: «هُوِیْتِن»⟼«هُوِی» (بنکنون «هویدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «هویدن»: «هُوِیْنِت»؛ بن آینده «هویدن»: ↦«هُوِیْن»؛ بن آینده در آینده «هویدن»: ↤«هُوِیْنِن»◀
- تعریف «هویدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هُوِیاء ([؟] هویدایافته (هویدا)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد هویدایافتن قرار دادن»]
- مثال. سه رنگ زیبْناک ([؟] دارای زیبایافتگی (زیبا))، رنگینکمان هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را هُوِیْدَنْد (؟ مورد هویدایافتن قرار دادند).ترجمه: سه رنگ زیبا، آن رنگینکمان را هویدا یافتند.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «هُوِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بهوی | - | - | آواثاء:بهویید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نهوی | - | - | آواثاء:نهویید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناهوی | - | - | آواثاء:ناهویید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) هُوِیاء (؟ هویدایافته (هویدا)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «هویدن»: To reveal؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «هویدن»: To make visible