پرش به محتوا

بروزدن

از واژسین

مصدر «بُروزْدَن» به‌معنی «مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» بروز یافته یا ظاهر شده در حالت، وضعیت، یا شکل «مفعول» بشود. این مصدر از «بروز + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «بُروزْدَن»

بن‌های تصریفی «بُروزْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «بُروزْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «بُروزْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «بُروزْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «بُروز»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «بُروزْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «بُروزْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «بُروزْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: بُروزانْدَن ([؟] مورد بروزیت‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُبُروزْدَن ([؟] مورد بروزیت‌گرفتن قرار دادن)؛ تَبُروزْدَن ([؟] مورد بروزیت‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «بروزدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بُروزاء ([؟] بروزیت‌یافته (بروز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بُروزْدَن (؟ مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن) خِبْطاء ([؟] خبط‌یافته (خبط؛ خطا)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) پَسَز ([؟] پس از) هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) حَدِثاء ([؟] حادثیت‌یافته (اتفاق؛ رخداد)) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: بروز یافتن آن خطا پس از آن حادثه بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /بُروزْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «بروزدن»: بن گذشته در گذشته «بروزدن»: «بُروزْتِد»؛ بن گذشته «بروزدن»: «بُروزْد»؛ بن آینده در گذشته «بروزدن»: «بُروزْتِن»«بُروز» (بن‌کنون «بروزدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «بروزدن»: «بُروزْنِت»؛ بن آینده «بروزدن»: «بُروزْن»؛ بن آینده در آینده «بروزدن»: «بُروزْنِن»
  1. تعریف «بروزدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بُروزاء ([؟] بروزیت‌یافته (بروز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد بروزیت‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. صدای بوق شَدّْناک ([؟] دارای شدت (شدید))، خِبْطاء ([؟] خبط‌یافته (خبط؛ خطا)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را بُروزْد (؟ مورد بروزیت‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: صدای بوق شدید در آن خطا بروز یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «بُروزْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:بروزتدم آواثاء:بروزتدی بُروزْتِد آواثاء:بروزتدیم آواثاء:بروزتدید آواثاء:بروزتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:بروزدم آواثاء:بروزدی بُروزْد آواثاء:بروزدیم آواثاء:بروزدید آواثاء:بروزدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:بروزتنم آواثاء:بروزتنی آواثاء:بروزتند آواثاء:بروزتنیم آواثاء:بروزتنید آواثاء:بروزتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:بروزم آواثاء:بروزی بُروزَد آواثاء:بروزیم آواثاء:بروزید آواثاء:بروزند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:بروزنتم آواثاء:بروزنتی بُروزْنِت آواثاء:بروزنتیم آواثاء:بروزنتید آواثاء:بروزنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:بروزنم آواثاء:بروزنی آواثاء:بروزنَد آواثاء:بروزنیم آواثاء:بروزنید آواثاء:بروزنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:بروزننم آواثاء:بروزننی آواثاء:بروزننَد آواثاء:بروزننیم آواثاء:بروزننید آواثاء:بروزننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «بُروزْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:ببروز - - آواثاء:ببروزید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نبروز - - نَبُروزید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نابروز - - نابُروزید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بُروزاء (؟ بروزیت‌یافته (بروز)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «بروزدن»: To occur