خربدن
ظاهر
مصدر «خَرِبْدَن» بهمعنی «مورد خرابیتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در زمینهای اعمال کننده حالت یا وضعیتی غیر عادی، بهشکل نامطلوب، به «مفعول» بشود. این مصدر از «خربـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «خَرِبْدَن»
بنهای تصریفی «خَرِبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «خَرِبْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «خَرِبْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «خَرِبْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «خَرِب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «خَرِبْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «خَرِبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «خَرِبْنِن»
فارسی
همچنین ببین: خَرِبانْدَن ([؟] مورد خرابیتیافتهشده قرار دادن)؛ اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیگرفتن قرار دادن)؛ تَخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /خَرِبْدَن/📥 ریشهشناسی: خربـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همخانواده «خربدن»: صَدِمْدَن ([؟] مورد صدمهیافتن قرار دادن)؛ أَسِبدَن ([؟] مورد آسیبیافتن قرار دادن)؛ نَقِصْدَن ([؟] مورد نقصیافتن قرار دادن)؛ خَسِرْدَن ([؟] مورد خسرانیافتن قرار دادن)؛ ویرْدَن ([؟] مورد ویرانیافتن قرار دادن) | متضاد «خربدن»: صَلِحْدَن ([؟] مورد اصلاحیافتن قرار دادن)
- تعریف «خربدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) خَرِباء ([؟] خرابیتیافته (خرابی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد خرابیتیافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /خَرِبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «خربدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «خربدن»: «خَرِبْتِد»؛ بن گذشته «خربدن»: ↦«خَرِبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «خربدن»: «خَرِبْتِن»⟼«خَرِب» (بنکنون «خربدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «خربدن»: «خَرِبْنِت»؛ بن آینده «خربدن»: ↦«خَرِبْن»؛ بن آینده در آینده «خربدن»: ↤«خَرِبْنِن»◀
- تعریف «خربدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) خَرِباء ([؟] خرابیتیافته (خرابی)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد خرابیتیافتن قرار دادن»]
- مثال. لالَمِسَنْدِگی ([؟] نامکمن در لمسشگیری (لمسنشوندگی؛ لمسناپذیرندگی))، فَرْمال ([؟] دکمه (فشاری)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را خَرِبْدِه ئَد (؟ مورد خرابیتیافتن قرار داده است)!ترجمه: لمسنشوندگی، آن دکمه را به خرابی گرفته است!
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «خَرِبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بخرب | - | - | آواثاء:بخربید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نخرب | - | - | آواثاء:نخربید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناخرب | - | - | آواثاء:ناخربید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) خَرِباء (؟ خرابیتیافته (خرابی)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «خربدن»: To mess up something؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «خربدن»: To break something
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا