پرش به محتوا

خسردن

از واژسین

مصدر «خَسِرْدَن» به‌معنی «مورد خسران‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» خسران (ضعف) «مفعول» بشود. این مصدر از «خسر + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «خَسِرْدَن»

بن‌های تصریفی «خَسِرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «خَسِرْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «خَسِرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «خَسِرْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «خَسِر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «خَسِرْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «خَسِرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «خَسِرْنِن»

فایزنی

🔖 واژه‌های مرتبط با «خسردن»: خَسِرانْدَن ([؟] مورد خسران‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُخَسِرْدَن ([؟] مورد خسران‌گرفتن قرار دادن)؛ تَخَسِرْدَن ([؟] مورد خسرانیت‌گرفته قرار دادن)

مصدر

  • ️🗣تلفظ: /خَسِرْدَن/📥 ⚓ریشه‌شناسی: خسر + دن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | ⋔هم‌خانواده «خسردن»: خَرِبْدَن ([؟] مورد خرابیت‌یافتن قرار دادن)؛ أَسِبدَن ([؟] مورد آسیب‌یافتن قرار دادن)؛ نَقِصْدَن ([؟] مورد نقص‌یافتن قرار دادن)؛ صَدِمْدَن ([؟] مورد صدمه‌یافتن قرار دادن)؛ ویرْدَن ([؟] مورد ویران‌یافتن قرار دادن) | ⊥متضاد «خسردن»: نَفِعْدَن ([؟] مورد نفع‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «خسردن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) خَسِراء ([؟] خسران‌یافته (خسران؛ خسارت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خسران‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خَسِرْدَن (؟ مورد خسران‌یافتن قرار دادن) حسن بادَلیل ([؟] به‌دلیل؛ با دلیل) دَإباناء ([؟] خُلقیت‌ده (رفتاری که بشود؛ رفتار)) پدر اَش ([؟] مال آن؛ آن را) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: خسران گرفتن حسن به‌دلیل رفتار پدرش است.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /خَسِرْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «خسردن»: ▶ بن گذشته در گذشته «خسردن»: «خَسِرْتِد»؛ بن گذشته «خسردن»: ↦«خَسِرْد»↤؛ بن آینده در گذشته «خسردن»: «خَسِرْتِن»⟼«خَسِر» (بن‌کنون «خسردن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «خسردن»: «خَسِرْنِت»؛ بن آینده «خسردن»: ↦«خَسِرْن»؛ بن آینده در آینده «خسردن»: ↤«خَسِرْنِن»◀
  1. تعریف «خسردن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) خَسِراء ([؟] خسران‌یافته (خسران؛ خسارت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد خسران‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. ناخُودْباوَری ([؟] عدم اعتماد به نفس)، حسن را خَسِرْد (؟ مورد خسران‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: عدم اعتماد به نفس، حسن را به خسران گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «خَسِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:خسرتدم آواثاء:خسرتدی خَسِرْتِد آواثاء:خسرتدیم آواثاء:خسرتدید آواثاء:خسرتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:خسردم آواثاء:خسردی خَسِرْد آواثاء:خسردیم آواثاء:خسردید آواثاء:خسردند
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:خسرتنم آواثاء:خسرتنی آواثاء:خسرتند آواثاء:خسرتنیم آواثاء:خسرتنید آواثاء:خسرتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:خسرم آواثاء:خسری آواثاء:خسرَد آواثاء:خسریم آواثاء:خسرید آواثاء:خسرند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:خسرنتم آواثاء:خسرنتی خَسِرْنِت آواثاء:خسرنتیم آواثاء:خسرنتید آواثاء:خسرنتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:خسرنم آواثاء:خسرنی آواثاء:خسرنَد آواثاء:خسرنیم آواثاء:خسرنید آواثاء:خسرنند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:خسرننم آواثاء:خسرننی آواثاء:خسرننَد آواثاء:خسرننیم آواثاء:خسرننید آواثاء:خسرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «خَسِرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بخسر - - آواثاء:بخسرید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نخسر - - آواثاء:نخسرید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناخسر - - آواثاء:ناخسرید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) خَسِراء (؟ خسران‌یافته (خسران؛ خسارت)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «خسردن»: To undermine؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «خسردن»: To suffer loss