پرش به محتوا

اسبدن

از واژسین

مصدر «أَسِبدَن» به‌معنی «مورد آسیب‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در زمینه‌ای اعمال کننده بالقوه حالت یا وضعیت لطمه‌زا به «مفعول» بشود. این مصدر از «آسیبـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَسِبدَن»

بن‌های تصریفی «أَسِبدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَسِبْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَسِبد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَسِبْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَسِب»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَسِبنِْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَسِبن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَسِبْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَسِبانْدَن ([؟] مورد آسیب‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَسِبودَن ([؟] مورد آسیبیت‌گرفتن قرار دادن)؛ تَأَسِبدَن ([؟] مورد آسیب‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «اسبدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَسِباء ([؟] آسیب‌یافته (آسیب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آسیب‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. أَسِبدَن (؟ مورد آسیب‌یافتن قرار دادن) شَرِکْگاه ([؟] تشکل اقتصادی (شرکت)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) بِعِلَت ([؟] به علت) اُلُودَن ([؟] مورد لودادگی‌گرفتن قرار دادن) اِطَلِعاءْها ([؟] اطلاع‌یافته‌ها (اطلاعات)) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: آسیب‌دیده کردن آن شرکت به‌علت لو رفتن اطلاعات بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَسِبدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اسبدن»: بن گذشته در گذشته «اسبدن»: «أَسِبْتِد»؛ بن گذشته «اسبدن»: «أَسِبد»؛ بن آینده در گذشته «اسبدن»: «أَسِبْتِن»«أَسِب» (بن‌کنون «اسبدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اسبدن»: «أَسِبنِْت»؛ بن آینده «اسبدن»: «أَسِبن»؛ بن آینده در آینده «اسبدن»: «أَسِبْنِن»
  1. تعریف «اسبدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَسِباء ([؟] آسیب‌یافته (آسیب)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آسیب‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. اُلُودَن ([؟] مورد لودادگی‌گرفتن قرار دادن) اِطَلِعاءْها ([؟] اطلاع‌یافته‌ها (اطلاعات))، شَرِکْگاه ([؟] تشکل اقتصادی (شرکت)) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را أَسِبد (؟ مورد آسیب‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: لو رفتن اطلاعات، آن شرکت را آسیب‌دیده کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَسِبدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اسبتدم آواثاء:اسبتدی أَسِبْتِد آواثاء:اسبتدیم آواثاء:اسبتدید آواثاء:اسبتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اسبدم آواثاء:اسبدی أَسِبد آواثاء:اسبدیم آواثاء:اسبدید آواثاء:اسبدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اسبتنم آواثاء:اسبتنی آواثاء:اسبتند آواثاء:اسبتنیم آواثاء:اسبتنید آواثاء:اسبتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اسبم آواثاء:اسبی آواثاء:اسبَد آواثاء:اسبیم آواثاء:اسبید آواثاء:اسبند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اسبنتم آواثاء:اسبنتی أَسِبنِْت آواثاء:اسبنتیم آواثاء:اسبنتید آواثاء:اسبنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اسبنم آواثاء:اسبنی آواثاء:اسبنَد آواثاء:اسبنیم آواثاء:اسبنید آواثاء:اسبنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اسبننم آواثاء:اسبننی آواثاء:اسبننَد آواثاء:اسبننیم آواثاء:اسبننید آواثاء:اسبننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَسِبدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - باسِب - - آواثاء:باسبید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناسب - - آواثاء:ناسبید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااسب - - آواثاء:نااسبید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَسِباء (؟ آسیب‌یافته (آسیب)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)