پرش به محتوا

توقعدن

از واژسین

مصدر «تَوَقِعْدَن» به‌معنی «مورد واقعیت‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی واقعیت‌زا یا واقعیت‌دهنده چیزی خیالی بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه می‌باشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـوقعدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَوَقِعْدَن»

بن‌های تصریفی «تَوَقِعْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَوَقِعْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَوَقِعْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَوَقِعْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَوَقِع»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَوَقِعْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَوَقِعْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَوَقِعْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «توقعدن»: وَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن)؛ اُوَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیت‌گرفتن قرار دادن)؛ وَقِعانْدَن ([؟] مورد واقعیت‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «وَقِعْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد واقعیت‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَوَقِعْدَن (؟ مورد واقعیت‌یافته قرار دادن) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) شادْماء ([؟] شادی‌دریافته (شاد؛ خوشحال)) ئِشْد ([؟] شد).🌐ترجمه: برای واقعیت‌زا کردن وضعیتش خیلی شاد شد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَوَقِعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «توقعدن»: بن گذشته در گذشته «توقعدن»: «تَوَقِعْتِد»؛ بن گذشته «توقعدن»: «تَوَقِعْد»؛ بن آینده در گذشته «توقعدن»: «تَوَقِعْتِن»«تَوَقِع» (بن‌کنون «توقعدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «توقعدن»: «تَوَقِعْنِت»؛ بن آینده «توقعدن»: «تَوَقِعْن»؛ بن آینده در آینده «توقعدن»: «تَوَقِعْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «وَقِعْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد واقعیت‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. انشاالله بِزودی ([؟] به‌زودی؛ در آینده نزدیک) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) اَم ([؟] من/خودم) را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) رویاها اَم ([؟] من/خودم) تَوَقِعْنَم (؟ مورد واقعیت‌یافته قرار خواهم داد).🌐ترجمه: انشاالله به‌زودی وضعیتم را منطبق بر رویاهایم واقعیت‌زا می‌کنم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَوَقِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:توقعتدم آواثاء:توقعتدی تَوَقِعْتِد آواثاء:توقعتدیم آواثاء:توقعتدید آواثاء:توقعتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:توقعدم آواثاء:توقعدی تَوَقِعْد آواثاء:توقعدیم آواثاء:توقعدید آواثاء:توقعدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:توقعتنم آواثاء:توقعتنی آواثاء:توقعتند آواثاء:توقعتنیم آواثاء:توقعتنید آواثاء:توقعتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:توقعم آواثاء:توقعی آواثاء:توقعَد آواثاء:توقعیم آواثاء:توقعید آواثاء:توقعند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:توقعنتم آواثاء:توقعنتی تَوَقِعْنِت آواثاء:توقعنتیم آواثاء:توقعنتید آواثاء:توقعنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] تَوَقِعْنَم آواثاء:توقعنی آواثاء:توقعنَد آواثاء:توقعنیم آواثاء:توقعنید آواثاء:توقعنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:توقعننم آواثاء:توقعننی آواثاء:توقعننَد آواثاء:توقعننیم آواثاء:توقعننید آواثاء:توقعننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَوَقِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتوقع - - آواثاء:بتوقعید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتوقع - - آواثاء:نتوقعید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتوقع - - آواثاء:ناتوقعید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «وَقِعْدَن (؟ مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «توقعدن»: To realize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «توقعدن»: To actualize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «توقعدن»: To materialize