وقعاندن
ظاهر
مصدر «وَقِعانْدَن» بهمعنی «مورد واقعیتگرفتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی به واقعیت آورده بشود. این مصدر از «وقعـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «وَقِعانْدَن»
بنهای تصریفی «وَقِعانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «وَقِعانِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «وَقِعانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «وَقِعانِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «وَقِعان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «وَقِعانِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «وَقِعانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «وَقِعانِنْن»
فارسی
همچنین ببین: وَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیتیافتن قرار دادن)؛ اُوَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیتگرفتن قرار دادن)؛ تَوَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /وَقِعانْدَن/📥 ریشهشناسی: وقعـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «وقعاندن»: ربطاء:وقعاندن/هر | متضاد «وقعاندن»: ربطاء:وقعاندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «وَقِعْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد واقعیتگرفتهشده قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /وَقِعانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «وقعاندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «وقعاندن»: «وَقِعانِتْد»؛ بن گذشته «وقعاندن»: ↦«وَقِعانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «وقعاندن»: «وَقِعانِتْن»⟼«وَقِعان» (بنکنون «وقعاندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «وقعاندن»: «وَقِعانِنْت»؛ بن آینده «وقعاندن»: ↦«وَقِعانْن»؛ بن آینده در آینده «وقعاندن»: ↤«وَقِعانِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «وَقِعْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد واقعیتگرفتهشده قرار دادن»]
- مثال. انشاالله رویاها اَم ([؟] من/خودم) را بِزودی ([؟] بهزودی؛ در آینده نزدیک) وَقِعانْنَم (؟ مورد واقعیتگرفتهشده قرار خواهم داد).ترجمه: انشاالله به رویاهایم بهزودی واقعیت خواهم داد.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «وَقِعانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بوقعان | - | - | آواثاء:بوقعانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نوقعان | - | - | آواثاء:نوقعانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناوقعان | - | - | آواثاء:ناوقعانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «وَقِعْدَن (؟ مورد واقعیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «وقعاندن»: To realize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «وقعاندن»: To actualize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «وقعاندن»: To make come true
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین