پرش به محتوا

انیازدن

از واژسین

مصدر «اُنیازْدَن» به‌معنی «مورد نیازش‌گرفتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» تامین‌یافته نیاز با «مفعول» بشود؛ بطوریکه با آن (نه لزوما فقط آن) «فاعل» محقق بشود. این مصدر از «ا [ پیشوند «اُ» یک «وَنْدامو» برای ساختن «دوگان مصدر پایه» - مصدری که در آن نقش‌های «فاعل» و «مفعول» باهم جابه‌جا شده - استفاده می‌شود؛ مثل: «اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیت‌گرفتن قرار دادن)» و «اُخَرِبْدَن ([؟] مورد خرابی‌گرفتن قرار دادن)»] + نیازدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اُنیازْدَن»

بن‌های تصریفی «اُنیازْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُنیازِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُنیازْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُنیازِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُنیاز»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُنیازِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُنیازْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُنیازِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: نیازْدَن ([؟] مورد نیازش‌یافتن قرار دادن)؛ نیازانْدَن ([؟] مورد نیازش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اِشْنیازْدَن ([؟] مورد نیازدیدن قرار دادن)؛ تَنیازْدَن ([؟] مورد نیازمندی‌یافتن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «نیازْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد نیازش‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. اُنیازْدَن (؟ مورد نیازش‌گرفتن قرار دادن) یِک ([؟] به تعداد یک) لیوان آب، باسِب ([؟] با؛ به‌سبب) میزان آتش ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: نیاز گرفتن یک لیوان آب، به‌سبب میزان آتش بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اُنیازْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «انیازدن»: بن گذشته در گذشته «انیازدن»: «اُنیازِتْد»؛ بن گذشته «انیازدن»: «اُنیازْد»؛ بن آینده در گذشته «انیازدن»: «اُنیازِتْن»«اُنیاز» (بن‌کنون «انیازدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «انیازدن»: «اُنیازِنْت»؛ بن آینده «انیازدن»: «اُنیازْن»؛ بن آینده در آینده «انیازدن»: «اُنیازِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اُکُنین «نیازْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد نیازش‌گرفتن قرار دادن»]
    🚀مثال. خامودَن ([؟] مورد خاموشی‌یافتن قرار دادن) آتش هه ([؟] مذکور؛ یادشده)، یِک ([؟] به تعداد یک) لیوان آب را اُنیازْد (؟ مورد نیازش‌گرفتن قرار داد).🌐ترجمه: خاموشی یافتن آن آتش، یک لیوان آب را به نیاز گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اُنیازْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:انیازتدم آواثاء:انیازتدی اُنیازِتْد آواثاء:انیازتدیم آواثاء:انیازتدید آواثاء:انیازتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:انیازدم آواثاء:انیازدی اُنیازْد آواثاء:انیازدیم آواثاء:انیازدید آواثاء:انیازدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:انیازتنم آواثاء:انیازتنی آواثاء:انیازتند آواثاء:انیازتنیم آواثاء:انیازتنید آواثاء:انیازتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:انیازم آواثاء:انیازی آواثاء:انیازَد آواثاء:انیازیم آواثاء:انیازید آواثاء:انیازند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:انیازنتم آواثاء:انیازنتی اُنیازِنْت آواثاء:انیازنتیم آواثاء:انیازنتید آواثاء:انیازنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:انیازنم آواثاء:انیازنی آواثاء:انیازنَد آواثاء:انیازنیم آواثاء:انیازنید آواثاء:انیازنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:انیازننم آواثاء:انیازننی آواثاء:انیازننَد آواثاء:انیازننیم آواثاء:انیازننید آواثاء:انیازننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُنیازْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بانیاز - - آواثاء:بانیازید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نانیاز - - آواثاء:نانیازید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناانیاز - - آواثاء:ناانیازید -

ترجمه

مصدر اُکُنین «نیازْدَن (؟ مورد نیازش‌یافتن قرار دادن)»