پرش به محتوا

انبشردن

از واژسین

مصدر «اِنْبَشِّرْدَن» به‌معنی «مورد بشارت‌گرفته-داده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی بشارت‌گرفته، و بشارت‌رسان بشود. این مصدر از «انـ [ پیشوند «انـ» یک «وَنْدامو» برای بیان تعامل «فاعل» و «مفعول» در انجام عمل «دوگان مصدر پایه» می‌باشد؛ مثل: «اِنْجویْدَن ([؟] مورد جستجو‌کرده-دیده قرار دادن)»] + ـبشردن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اِنْبَشِّرْدَن»

بن‌های تصریفی «اِنْبَشِّرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اِنْبَشِّرِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اِنْبَشِّرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اِنْبَشِّرِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اِنْبَشِّر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اِنْبَشِّرِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اِنْبَشِّرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اِنْبَشِّرِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: بَشِّرْدَن ([؟] مورد بشارت‌گرفتن قرار دادن)؛ بَشِّرانْدَن ([؟] مورد بشارت‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ تَبَشِّرْدَن ([؟] مورد بشارت‌گرفته قرار دادن)؛ یُبَشِّرْدَن ([؟] مورد دهنده‌بشارت قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِنْکُنین «بَشِّرْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد بشارت‌گرفته-داده قرار دادن»]
    🚀مثال. آیا اِنْبَشِّرْدَن (؟ مورد بشارت‌گرفته-داده قرار دادن) پیامبران باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) همدیگر مَکِنْمائَد ([؟] امکان‌یافته است)؟🌐ترجمه: آیا بشارت دادن و بشارت گرفتن توأمان پیامبران از همدیگر ممکن است؟

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اِنْبَشِّرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «انبشردن»: بن گذشته در گذشته «انبشردن»: «اِنْبَشِّرِتْد»؛ بن گذشته «انبشردن»: «اِنْبَشِّرْد»؛ بن آینده در گذشته «انبشردن»: «اِنْبَشِّرِتْن»«اِنْبَشِّر» (بن‌کنون «انبشردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «انبشردن»: «اِنْبَشِّرِنْت»؛ بن آینده «انبشردن»: «اِنْبَشِّرْن»؛ بن آینده در آینده «انبشردن»: «اِنْبَشِّرِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِنْکُنین «بَشِّرْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد بشارت‌گرفته-داده قرار دادن»]
    🚀مثال. مردم همدیگر را اِنْبَشِّرْدَنْد (؟ مورد بشارت‌گرفته-داده قرار دادند).🌐ترجمه: مردم همدیگر را بشارت دادند و از بشارت‌یافتگی هم، بشارت یافتند.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اِنْبَشِّرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:انبشرتدم آواثاء:انبشرتدی اِنْبَشِّرِتْد آواثاء:انبشرتدیم آواثاء:انبشرتدید آواثاء:انبشرتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:انبشردم آواثاء:انبشردی اِنْبَشِّرْد اِنْبَشِّرْدیم آواثاء:انبشردید اِنْبَشِّرْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:انبشرتنم آواثاء:انبشرتنی آواثاء:انبشرتند آواثاء:انبشرتنیم آواثاء:انبشرتنید آواثاء:انبشرتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:انبشرم آواثاء:انبشری آواثاء:انبشرَد آواثاء:انبشریم آواثاء:انبشرید آواثاء:انبشرند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:انبشرنتم آواثاء:انبشرنتی اِنْبَشِّرِنْت آواثاء:انبشرنتیم آواثاء:انبشرنتید آواثاء:انبشرنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:انبشرنم آواثاء:انبشرنی آواثاء:انبشرنَد آواثاء:انبشرنیم آواثاء:انبشرنید آواثاء:انبشرنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:انبشرننم آواثاء:انبشرننی آواثاء:انبشرننَد آواثاء:انبشرننیم آواثاء:انبشرننید آواثاء:انبشرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اِنْبَشِّرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - بِاِنْبَشِّر - - بِاِنْبَشِّرید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نانبشر - - آواثاء:نانبشرید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناانبشر - - آواثاء:ناانبشرید -

ترجمه

مصدر اِنْکُنین «بَشِّرْدَن (؟ مورد بشارت‌گرفتن قرار دادن)»

ترجمه (معادل) انگلیسی «انبشردن»: To be made a bearer of good news؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «انبشردن»: To be appointed as a bearer of good news