پرش به محتوا

اشبذلدن

از واژسین

مصدر «اِشْبَذِلْدَن» به‌معنی «مورد ازای‌بذل‌دیدن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» بیننده «مفعول» به‌عنوان بذل/بخشش بشود. این مصدر از «اشـ [ پیشوند «اشـ» یک «وَنْدامو» برای بیان «فاعل» تجربه‌کننده یا بیننده بودن «مفعول» به‌مانند مفعول مصدر پایه، می‌باشد؛ مثل: «اِشْأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌دیدن قرار دادن)» و «اِشْلَوِیْدَن ([؟] مورد لورفته‌دیدن قرار دادن)»] + ـبذلدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اِشْبَذِلْدَن»

بن‌های تصریفی «اِشْبَذِلْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «اِشْبَذِلْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اِشْبَذِلْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «اِشْبَذِلْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اِشْبَذِل»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «اِشْبَذِلْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اِشْبَذِلْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «اِشْبَذِلْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «اشبذلدن»: بَذِلْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار دادن)؛ بَذِلانْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُبَذِلْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌گرفتن قرار دادن)؛ تَبَذِلْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌یافته قرار دادن)؛ اِشْبَذِلانْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌دیده‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِشْکُنین «بَذِلْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد ازای‌بذل‌دیدن قرار دادن»]
    🚀مثال. اِشْبَذِلْدَن (؟ مورد ازای‌بذل‌دیدن قرار دادن) برای همه پَسَنْناک ([؟] دارای پسندیت (پسندیدگی)) نائَد ([؟] نیست (فعل ربط)).🌐ترجمه: به بذلش گرفتن برای همه پسندیده نیست.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اِشْبَذِلْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشبذلدن»: بن گذشته در گذشته «اشبذلدن»: «اِشْبَذِلْتِد»؛ بن گذشته «اشبذلدن»: «اِشْبَذِلْد»؛ بن آینده در گذشته «اشبذلدن»: «اِشْبَذِلْتِن»«اِشْبَذِل» (بن‌کنون «اشبذلدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «اشبذلدن»: «اِشْبَذِلْنِت»؛ بن آینده «اشبذلدن»: «اِشْبَذِلْن»؛ بن آینده در آینده «اشبذلدن»: «اِشْبَذِلْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی اِشْکُنین «بَذِلْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد ازای‌بذل‌دیدن قرار دادن»]
    🚀مثال. پارسال یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) خانه صد متری را اِشْبَذِلْد (؟ مورد ازای‌بذل‌دیدن قرار داد).🌐ترجمه: پارسال یک خانه صد متری را از روی بذلش گرفت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اِشْبَذِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اشبذلتدم آواثاء:اشبذلتدی اِشْبَذِلْتِد آواثاء:اشبذلتدیم آواثاء:اشبذلتدید آواثاء:اشبذلتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اشبذلدم آواثاء:اشبذلدی اِشْبَذِلْد آواثاء:اشبذلدیم آواثاء:اشبذلدید آواثاء:اشبذلدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اشبذلتنم آواثاء:اشبذلتنی آواثاء:اشبذلتند آواثاء:اشبذلتنیم آواثاء:اشبذلتنید آواثاء:اشبذلتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اشبذلم آواثاء:اشبذلی آواثاء:اشبذلَد آواثاء:اشبذلیم آواثاء:اشبذلید آواثاء:اشبذلند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اشبذلنتم آواثاء:اشبذلنتی اِشْبَذِلْنِت آواثاء:اشبذلنتیم آواثاء:اشبذلنتید آواثاء:اشبذلنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اشبذلنم آواثاء:اشبذلنی آواثاء:اشبذلنَد آواثاء:اشبذلنیم آواثاء:اشبذلنید آواثاء:اشبذلنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اشبذلننم آواثاء:اشبذلننی آواثاء:اشبذلننَد آواثاء:اشبذلننیم آواثاء:اشبذلننید آواثاء:اشبذلننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اِشْبَذِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باشبذل - - آواثاء:باشبذلید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناشبذل - - آواثاء:ناشبذلید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااشبذل - - آواثاء:نااشبذلید -

ترجمه

مصدر اِشْکُنین «بَذِلْدَن (؟ مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار دادن)»