پرش به محتوا

بذلدن

از واژسین

مصدر «بَذِلْدَن» به‌معنی «مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» ازای بذل/بخشش «مفعول» بشود. این مصدر از «بذلـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «بَذِلْدَن»

بن‌های تصریفی «بَذِلْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «بَذِلِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «بَذِلْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «بَذِلِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «بَذِل»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «بَذِلِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «بَذِلْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «بَذِلِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: بَذِلانْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُبَذِلْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْبَذِلْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌دیدن قرار دادن)؛ تَبَذِلْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌یافته قرار دادن)؛ اِشْبَذِلانْدَن ([؟] مورد ازای‌بذل‌دیده‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «بذلدن». فرایند دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بَذِلاء ([؟] بذل‌یافته (ازای بذل)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. بَذِلْدَن (؟ مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار دادن) خانه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) شادی روح مادر اَش ([؟] مال آن؛ آن را) خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: بذلش یافتن خانه‌اش در ازای شادی روح مادرش خوب بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /بَذِلْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «بذلدن»: بن گذشته در گذشته «بذلدن»: «بَذِلِتْد»؛ بن گذشته «بذلدن»: «بَذِلْد»؛ بن آینده در گذشته «بذلدن»: «بَذِلِتْن»«بَذِل» (بن‌کنون «بذلدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «بذلدن»: «بَذِلِنْت»؛ بن آینده «بذلدن»: «بَذِلْن»؛ بن آینده در آینده «بذلدن»: «بَذِلِنْن»
  1. تعریف «بذلدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بَذِلاء ([؟] بذل‌یافته (ازای بذل)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. شادی روح مادر اَش ([؟] مال آن؛ آن را)، خانه اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بَذِلْد (؟ مورد ازای‌بذل‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: خانه‌اش در ازای شادی روح مادرش بذلش یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «بَذِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:بذلتدم آواثاء:بذلتدی بَذِلِتْد آواثاء:بذلتدیم آواثاء:بذلتدید آواثاء:بذلتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:بذلدم آواثاء:بذلدی بَذِلْد آواثاء:بذلدیم آواثاء:بذلدید آواثاء:بذلدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:بذلتنم آواثاء:بذلتنی آواثاء:بذلتند آواثاء:بذلتنیم آواثاء:بذلتنید آواثاء:بذلتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:بذلم آواثاء:بذلی آواثاء:بذلَد آواثاء:بذلیم آواثاء:بذلید آواثاء:بذلند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:بذلنتم آواثاء:بذلنتی بَذِلِنْت آواثاء:بذلنتیم آواثاء:بذلنتید آواثاء:بذلنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:بذلنم آواثاء:بذلنی آواثاء:بذلنَد آواثاء:بذلنیم آواثاء:بذلنید آواثاء:بذلنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:بذلننم آواثاء:بذلننی آواثاء:بذلننَد آواثاء:بذلننیم آواثاء:بذلننید آواثاء:بذلننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «بَذِلْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:ببذل - - آواثاء:ببذلید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نبذل - - آواثاء:نبذلید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نابذل - - آواثاء:نابذلید -

ترجمه

دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) بَذِلاء (؟ بذل‌یافته (ازای بذل)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)