ارساندن
ظاهر
مصدر «أَرِسانْدَن» بهمعنی «مورد آرایستگییافتهشده قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی با ایجاد تغییر در حالت یا وضعیتش (نظم، ترتیب، هماهنگی، یا همخواهی) آرایش بشود. این مصدر از «ارسـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «أَرِسانْدَن»
بنهای تصریفی «أَرِسانْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَرِسانْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَرِسانْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَرِسانْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَرِسان»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَرِسانْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَرِسانْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَرِسانْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «ارساندن»: أَرِسْدَن ([؟] مورد آرایستگییافتن قرار دادن)؛ اُؤَرِسْدَن ([؟] مورد آرایستگیگرفتن قرار دادن)؛ أَرِسودَن ([؟] مورد آرایستگیگرفتن قرار دادن)؛ أورِسْدَن ([؟] مورد آرایستگیدرآمدن قرار دادن)؛ تَأَرِسْدَن ([؟] مورد آرایستگییافته قرار دادن)؛ أَتَرِسْدَن ([؟] مورد آرایستگییافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /أَرِسانْدَن/📥 ریشهشناسی: ارسـ + ـانـ [※ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشاندادن عامل انگیزی، استفاده میشود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبولیافته شدن قرار دادن)» و «أَرِمانْدَن ([؟] مورد آرامشیافتهشده قرار دادن)»] + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همخانواده «ارساندن»: أَرِیانْدَن ([؟] مورد آرایشیافتهشده قرار دادن)؛ رَژِنانْدَن ([؟] مورد رنگولعابیافتهشده قرار دادن)؛ چِهْرایانْدَن ([؟] مورد گریمیافتهشده قرار دادن)؛ وَرِیانْدَن ([؟] مورد ویرایشیافتهشده قرار دادن) | متضاد «ارساندن»: ربطاء:ارساندن/ضد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «أَرِسْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آرایستگییافتهشده قرار دادن»]
- مثال. برای أَرِسانْدَن (؟ مورد آرایستگییافتهشده قرار دادن) موی اَت ([؟] تو)، بایَد ([؟] باید) یِتی ([؟] میزان کمی) ژل بِبَهِرانی ([؟] مورد آرایستگیگرفته قرار بدهی).ترجمه: برای آراسته کردن مویت، باید کمی ژل استفاده کنی.
عملواژه
- ️تلفظ: /أَرِسانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ارساندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «ارساندن»: «أَرِسانْتِد»؛ بن گذشته «ارساندن»: ↦«أَرِسانْد»↤؛ بن آینده در گذشته «ارساندن»: «أَرِسانْتِن»⟼«أَرِسان» (بنکنون «ارساندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «ارساندن»: «أَرِسانْنِت»؛ بن آینده «ارساندن»: ↦«أَرِسانْن»؛ بن آینده در آینده «ارساندن»: ↤«أَرِسانْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «أَرِسْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد آرایستگییافتهشده قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَرِسانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بارسان | - | - | آواثاء:بارسانید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نارسان | - | - | آواثاء:نارسانید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناارسان | - | - | آواثاء:ناارسانید | - | |
ترجمه
مصدر اَنْگیزی «أَرِسْدَن (؟ مورد آرایستگییافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «ارساندن»: To make elegant
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی انگیزی
- مصدر فارسی سببی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی انگیزی
- مصدر فارسی عملی سببی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی ناصریح سببی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی
- مصدر فارسی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی سببی کنادین
- مصدر فارسی سببی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح انگیزی سببی کنادین علنئا