پرش به محتوا

أخردن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۰۹:۱۲ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «أَخِّرْدَن» به‌معنی «مورد تأخیر قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن انجام یا بروز چیزی در آینده قرار داده بشود. این مصدر از «أخر + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَخِّرْدَن»

بن‌های تصریفی «أَخِّرْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَخِّرْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَخِّرْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَخِّرْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَخِّر»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَخِّرْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَخِّرْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَخِّرْنِن»

فارسی

🕸️ شبکه عامل-مبنا «أخردن»: 👈 مصدر پایه «أخردن»: 👉 دوگان «أخردن»: ربطاء:أخردن/دو | مصدر عامل-محور «أخردن»: ربطاء:أخردن/عا دوگان عامل-محور «أخردن»: ربطاء:أخردن/دع | ⌘‬ مصدر انگیزی «أخردن»: ربطاء:أخردن/ان دوگان انگیزی «أخردن»: ربطاء:أخردن/دا | مصدر شورانی «أخردن»: ربطاء:أخردن/شو دوگان شورانی «أخردن»: ربطاء:أخردن/دش | مصدر مجابی «أخردن»: ربطاء:أخردن/مج دوگان مجابی «أخردن»: ربطاء:أخردن/دم
🧊 مصدرهای اثر-مفعول‌نما «أخردن»: اَخَرْدَن ([؟] مورد ترک انجام قرار دادن) | 🪸 مصدرهای عاملیت‌نما «أخردن»:

مصدر

  • 🗣تلفظ: /أَخِّرْدَن/📥 ریشه‌شناسی: أخر + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.]
  1. تعریف «أخردن». فرایند وَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن) دیرتر وَقِعْماء ([؟] واقعیت‌گرفته‌شو (واقعیت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) :‌ [💬یا بعبارتی «مورد تأخیر قرار دادن»]
    🚀مثال. أَخِّرْدَن (؟ مورد تأخیر قرار دادن) کار نیک ناشایِسْناک ([؟] دارای عدم شایستیت) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تاخیر انداختن در کار نیک ناشایسته است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَخِّرْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «أخردن»: بن گذشته در گذشته «أخردن»: «أَخِّرْتِد»؛ بن گذشته «أخردن»: «أَخِّرْد»؛ بن آینده در گذشته «أخردن»: «أَخِّرْتِن»«أَخِّر» (بن‌کنون «أخردن»)، ؛ بن گذشته در آینده «أخردن»: «أَخِّرْنِت»؛ بن آینده «أخردن»: «أَخِّرْن»؛ بن آینده در آینده «أخردن»: «أَخِّرْنِن»
  1. تعریف «أخردن». وَقِعْماء ([؟] واقعیت‌گرفته‌شو (واقعیت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را دیرتر وَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تأخیر قرار دادن»]
    🚀مثال. خدایا! چرا مرگ اِمان ([؟] ما) را یِتاً ([؟] به‌حالت کم‌میزان (کمی؛ اندکی)) نَأَخِّرْدی (؟ مورد تأخیر قرار ندادی)؟🌐ترجمه: خدایا! چرا مرگمان را کمی تاخیر نیانداختی؟
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَخِّرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:أخرتدم آواثاء:أخرتدی أَخِّرْتِد آواثاء:أخرتدیم آواثاء:أخرتدید آواثاء:أخرتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:أخردم آواثاء:أخردی أَخِّرْد آواثاء:أخردیم آواثاء:أخردید آواثاء:أخردند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:أخرتنم آواثاء:أخرتنی آواثاء:أخرتند آواثاء:أخرتنیم آواثاء:أخرتنید آواثاء:أخرتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:أخرم آواثاء:أخری آواثاء:أخرَد آواثاء:أخریم آواثاء:أخرید آواثاء:أخرند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:أخرنتم آواثاء:أخرنتی أَخِّرْنِت آواثاء:أخرنتیم آواثاء:أخرنتید آواثاء:أخرنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:أخرنم آواثاء:أخرنی آواثاء:أخرنَد آواثاء:أخرنیم آواثاء:أخرنید آواثاء:أخرنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:أخرننم آواثاء:أخرننی آواثاء:أخرننَد آواثاء:أخرننیم آواثاء:أخرننید آواثاء:أخرننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَخِّرْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بأخر - - آواثاء:بأخرید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نأخر - - آواثاء:نأخرید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناأخر - - آواثاء:ناأخرید -

ترجمه

وَقِعْدَن (؟ مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن) دیرتر
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «أخردن»: To delay