پرش به محتوا

توقعدن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۷ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۰۷:۱۴ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «تَوَقِعْدَن» به‌معنی «مورد واقعیت‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی واقعیت‌زا یا واقعیت‌دهنده چیزی خیالی بشود. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه می‌باشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـوقعدن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَوَقِعْدَن»

بن‌های تصریفی «تَوَقِعْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَوَقِعْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَوَقِعْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَوَقِعْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَوَقِع»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَوَقِعْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَوَقِعْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَوَقِعْنِن»

فارسی

🔖 واژه‌های مرتبط با «توقعدن»: وَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن)؛ اُوَقِعْدَن ([؟] مورد واقعیت‌گرفتن قرار دادن)؛ وَقِعانْدَن ([؟] مورد واقعیت‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «وَقِعْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد واقعیت‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. برای تَوَقِعْدَن (؟ مورد واقعیت‌یافته قرار دادن) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) اَش ([؟] مال آن؛ آن را) خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) شادْماء ([؟] شادی‌دریافته (شاد؛ خوشحال)) ئِشْد ([؟] شد).🌐ترجمه: برای واقعیت‌زا کردن وضعیتش خیلی شاد شد.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَوَقِعْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «توقعدن»: بن گذشته در گذشته «توقعدن»: «تَوَقِعْتِد»؛ بن گذشته «توقعدن»: «تَوَقِعْد»؛ بن آینده در گذشته «توقعدن»: «تَوَقِعْتِن»«تَوَقِع» (بن‌کنون «توقعدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «توقعدن»: «تَوَقِعْنِت»؛ بن آینده «توقعدن»: «تَوَقِعْن»؛ بن آینده در آینده «توقعدن»: «تَوَقِعْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «وَقِعْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد واقعیت‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. انشاالله بِزودی ([؟] به‌زودی؛ در آینده نزدیک) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) اَم ([؟] من/خودم) را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عمل‌گیرندگی)) رویاها اَم ([؟] من/خودم) تَوَقِعْنَم (؟ مورد واقعیت‌یافته قرار خواهم داد).🌐ترجمه: انشاالله به‌زودی وضعیتم را منطبق بر رویاهایم واقعیت‌زا می‌کنم.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَوَقِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:توقعتدم آواثاء:توقعتدی تَوَقِعْتِد آواثاء:توقعتدیم آواثاء:توقعتدید آواثاء:توقعتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:توقعدم آواثاء:توقعدی تَوَقِعْد آواثاء:توقعدیم آواثاء:توقعدید آواثاء:توقعدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:توقعتنم آواثاء:توقعتنی آواثاء:توقعتند آواثاء:توقعتنیم آواثاء:توقعتنید آواثاء:توقعتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:توقعم آواثاء:توقعی آواثاء:توقعَد آواثاء:توقعیم آواثاء:توقعید آواثاء:توقعند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:توقعنتم آواثاء:توقعنتی تَوَقِعْنِت آواثاء:توقعنتیم آواثاء:توقعنتید آواثاء:توقعنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] تَوَقِعْنَم آواثاء:توقعنی آواثاء:توقعنَد آواثاء:توقعنیم آواثاء:توقعنید آواثاء:توقعنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:توقعننم آواثاء:توقعننی آواثاء:توقعننَد آواثاء:توقعننیم آواثاء:توقعننید آواثاء:توقعننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَوَقِعْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتوقع - - آواثاء:بتوقعید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتوقع - - آواثاء:نتوقعید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتوقع - - آواثاء:ناتوقعید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «وَقِعْدَن (؟ مورد واقعیت‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «توقعدن»: To realize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «توقعدن»: To actualize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «توقعدن»: To materialize