پرش به محتوا

تاشندن

از واژسین
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ فروردین ۱۴۰۵، ساعت ۱۳:۰۴ توسط Hakhsin (بحث | مشارکت‌ها) (آغزدن)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

مصدر «تَأَشِنْدَن» به‌معنی «مورد آشنایی‌یافته قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی، چیزی دیگر را به‌شکل ابتدایی بشناسد. این مصدر از «تـ [ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه می‌باشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرس‌یافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـاشندن» ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَأَشِنْدَن»

بن‌های تصریفی «تَأَشِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَأَشِنْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَأَشِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَأَشِنْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَأَشِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَأَشِنْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَآشْنِن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَأَشِنْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَشِنْدَن ([؟] مورد آشنایی‌یافتن قرار دادن)؛ أَشِنانْدَن ([؟] مورد آشنایی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَشِنْتانْدَن ([؟] مورد آشنایی‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ اُؤاشِنْدَن ([؟] مورد آشنایی‌گرفتن قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَشِنْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشنایی‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. تَأَشِنْدَن (؟ مورد آشنایی‌یافته قرار دادن) دانش‌آموزان بِهَم ([؟] به هم) وَظِفْماء ([؟] وظیفه) آموزگار ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: آشنا کردن دانش‌آموزان به‌هم وظیفه آموزگار است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَأَشِنْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تاشندن»: بن گذشته در گذشته «تاشندن»: «تَأَشِنْتِد»؛ بن گذشته «تاشندن»: «تَأَشِنْد»؛ بن آینده در گذشته «تاشندن»: «تَأَشِنْتِن»«تَأَشِن» (بن‌کنون «تاشندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تاشندن»: «تَأَشِنْنِت»؛ بن آینده «تاشندن»: «تَآشْنِن»؛ بن آینده در آینده «تاشندن»: «تَأَشِنْنِن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «أَشِنْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد آشنایی‌یافته قرار دادن»]
    🚀مثال. آموزگار هه ([؟] مذکور؛ یادشده) دانش‌آموزان اَش ([؟] مال آن؛ آن را) را بِهَم ([؟] به هم) آواثاء:تآشند (؟ معناء:تآشند).🌐ترجمه: آن آموزگار دانش‌آموزانش را باهم آشنا کرد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَأَشِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تاشنتدم آواثاء:تاشنتدی تَأَشِنْتِد آواثاء:تاشنتدیم آواثاء:تاشنتدید آواثاء:تاشنتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] تَأَشِنْدَم آواثاء:تاشندی تَأَشِنْد آواثاء:تاشندیم آواثاء:تاشندید آواثاء:تاشندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تاشنتنم آواثاء:تاشنتنی آواثاء:تاشنتند آواثاء:تاشنتنیم آواثاء:تاشنتنید آواثاء:تاشنتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تاشنم آواثاء:تاشنی آواثاء:تاشنَد آواثاء:تاشنیم آواثاء:تاشنید آواثاء:تاشنند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تاشننتم آواثاء:تاشننتی تَأَشِنْنِت آواثاء:تاشننتیم آواثاء:تاشننتید آواثاء:تاشننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تاشننم آواثاء:تاشننی آواثاء:تاشننَد آواثاء:تاشننیم آواثاء:تاشننید آواثاء:تاشننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تاشنننم آواثاء:تاشنننی آواثاء:تاشنننَد آواثاء:تاشنننیم آواثاء:تاشنننید آواثاء:تاشنننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَأَشِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتاشن - - آواثاء:بتاشنید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتاشن - - آواثاء:نتاشنید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتاشن - - آواثاء:ناتاشنید -

ترجمه

مصدر تَکُنین «أَشِنْدَن (؟ مورد آشنایی‌یافتن قرار دادن)»
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «تاشندن»: To familiarize؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تاشندن»: To introduce