مصدر «أَشِنْدَن» به‌معنی «مورد آشنایی‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» به‌شکل ابتدایی توسط «مفعول» شناخته بشود. این مصدر از «آشنـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَشِنْدَن»

بن‌های تصریفی «أَشِنْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَشِنْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَشِنْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَشِنْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَشِن»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَشِنْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَشِنِن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [※ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَشِنِن»

فایزنی

🔖 واژه‌های مرتبط با «اشندن»: أَشِنانْدَن ([؟] مورد آشنایی‌یافته‌شده قرار دادن)؛ أَشِنْتانْدَن ([؟] مورد آشنایی‌گرفته‌شده قرار دادن)؛ اُؤاشِنْدَن ([؟] مورد آشنایی‌گرفتن قرار دادن)؛ تَأَشِنْدَن ([؟] مورد آشنایی‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. تعریف «اشندن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَشِناء ([؟] آشنایی‌یافته (آشنایی؛ آشناییت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آشنایی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. أَشِنْدَن (؟ مورد آشنایی‌یافتن قرار دادن) آموزگار بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) دانش‌آموزان، هَماریاً ([؟] معمولا) در جلسه نخست ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: آشنایی یافتن با دانش‌آموزان توسط معلم، معمولا در جلسه اول است.

عملواژه

  • ️🗣تلفظ: /أَشِنْدَن/📥 ⇯بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «اشندن»: ▶ بن گذشته در گذشته «اشندن»: «أَشِنْتِد»؛ بن گذشته «اشندن»: ↦«أَشِنْد»↤؛ بن آینده در گذشته «اشندن»: «أَشِنْتِن»⟼«أَشِن» (بن‌کنون «اشندن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «اشندن»: «أَشِنْنِت»؛ بن آینده «اشندن»: ↦«أَشِنِن»؛ بن آینده در آینده «اشندن»: ↤«أَشِنِن»◀
  1. تعریف «اشندن». بافِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَشِناء ([؟] آشنایی‌یافته (آشنایی؛ آشناییت)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آشنایی‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. دانش‌آموزان هون ([؟] آن؛ مذکور؛ یادشده (حرف تعریف معرفه)) آموزگار را در جَلِسِش ([؟] روند جلسه‌یافتگی (جلسه)) نخست أَشِنْدَنْد (؟ مورد آشنایی‌یافتن قرار دادند).🌐ترجمه: آن آموزگار از دانش‌آموزان در جلسه نخست آشنایی یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی نافَرْجامی سادی «أَشِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:اشنتدم آواثاء:اشنتدی أَشِنْتِد آواثاء:اشنتدیم آواثاء:اشنتدید آواثاء:اشنتدند
گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:اشندم آواثاء:اشندی أَشِنْد آواثاء:اشندیم آواثاء:اشندید أَشِنْدَنْد
پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:اشنتنم آواثاء:اشنتنی آواثاء:اشنتند آواثاء:اشنتنیم آواثاء:اشنتنید آواثاء:اشنتنند
حال کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:اشنم آواثاء:اشنی آواثاء:اشنَد آواثاء:اشنیم آواثاء:اشنید آواثاء:اشنند
بعد پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:اشننتم آواثاء:اشننتی أَشِنْنِت آواثاء:اشننتیم آواثاء:اشننتید آواثاء:اشننتند
آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:اشننم آواثاء:اشننی آواثاء:اشننَد آواثاء:اشننیم آواثاء:اشننید آواثاء:اشننند
پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:اشننم آواثاء:اشننی آواثاء:اشننَد آواثاء:اشننیم آواثاء:اشننید آواثاء:اشننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجایی فَرْمانی سادی «أَشِنْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:باشن - - آواثاء:باشنید -
طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ناشن - - آواثاء:ناشنید -
حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نااشن - - آواثاء:نااشنید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَشِناء (؟ آشنایی‌یافته (آشنایی؛ آشناییت)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)