تثبدن
ظاهر
مصدر «تَثَبْدَن» بهمعنی «مورد تثبیتیافته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی ثبتکننده اطلاعی بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایشیافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامشیافته قرار دادن)»] + ـثبدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَثَبْدَن»
بنهای تصریفی «تَثَبْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «تَثَبِتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَثَبْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «تَثَبِتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَثَب»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «تَثَبِنْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَثَبْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «تَثَبِنْن»
فارسی
همچنین ببین: ثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتیافتن قرار دادن)؛ ثَبانْدَن ([؟] مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن)؛ اُثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتگرفتن قرار دادن)؛ اِشْثَبْدَن ([؟] مورد ثبتیافتدیدن قرار دادن)؛ تَاِشْثَبْدَن ([؟] مورد ثبتیافتدیده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَثَبْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه است؛ مثل: «تَآرایْدَن ([؟] مورد آرایشیافته قرار دادن)» و «تَآرُمْدَن ([؟] مورد آرامشیافته قرار دادن)»] + ـثبدن❖ | همردیف(های) «تثبدن»: ربطاء:تثبدن/هر | متضاد «تثبدن»: تَفَرامودَن ([؟] مورد فراموشیگرفته قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «ثَبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تثبیتیافته قرار دادن»]
- مثال. بَرای ([؟] برای؛ بهخاطر) تَثَبْدَن (؟ مورد تثبیتیافته قرار دادن) وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) خانههای تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم))، مبنای دو خوبْناک ([؟] دارای خوبیت (خوب)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).ترجمه: برای ثبتکننده کردن وضعیت خانههای حافظه رم، مبنای دو خوب است.
عملواژه
- ️تلفظ: /تَثَبْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تثبدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تثبدن»: «تَثَبِتْد»؛ بن گذشته «تثبدن»: ↦«تَثَبْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تثبدن»: «تَثَبِتْن»⟼«تَثَب» (بنکنون «تثبدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تثبدن»: «تَثَبِنْت»؛ بن آینده «تثبدن»: ↦«تَثَبْن»؛ بن آینده در آینده «تثبدن»: ↤«تَثَبِنْن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «ثَبْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد تثبیتیافته قرار دادن»]
- مثال. مهندسان وَضِعِیَّت ([؟] حالت درونی) خانههای تُدَک ([؟] حافظه مستقیم (رم)) را بِمِل ([؟] به مفعولیت (به عملگیرندگی)) اِطَلِعاءْها ([؟] اطلاعیافتهها (اطلاعات)) تَثَبْدِه ئَنْد (؟ مورد تثبیتیافته قرار دادهاند).ترجمه: مهندسان وضعیت خانههای حافظه رم را برای حفظ اطلاعات تثبیتکننده کردهاند.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَثَبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| قبل | پیشْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] | تَثَبَتْدَم | تَثَبِتْدی | تَثَبِتْد | تَثَبِتْدیم | تَثَبِتْدید | تَثَبِتِدَنْد |
| گُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] | تَثَبْدَم | آواثاء:تثبدی | تَثَبْد | آواثاء:تثبدیم | آواثاء:تثبدید | آواثاء:تثبدند | |
| پَسْگُذَشْتِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] | آواثاء:تثبتنم | آواثاء:تثبتنی | آواثاء:تثبتند | آواثاء:تثبتنیم | آواثاء:تثبتنید | آواثاء:تثبتنند | |
| حال | کُنون [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] | آواثاء:تثبم | آواثاء:تثبی | آواثاء:تثبَد | آواثاء:تثبیم | تَثَبید | آواثاء:تثبند |
| بعد | پیشْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] | آواثاء:تثبنتم | آواثاء:تثبنتی | تَثَبِنْت | آواثاء:تثبنتیم | آواثاء:تثبنتید | آواثاء:تثبنتند |
| آیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] | آواثاء:تثبنم | آواثاء:تثبنی | آواثاء:تثبنَد | آواثاء:تثبنیم | آواثاء:تثبنید | آواثاء:تثبنند | |
| پَسْآیَنْدِه [※ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] | آواثاء:تثبننم | آواثاء:تثبننی | آواثاء:تثبننَد | آواثاء:تثبننیم | آواثاء:تثبننید | آواثاء:تثبننند | |
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَثَبْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتثب | - | - | بِتَثَبید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتثب | - | - | آواثاء:نتثبید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتثب | - | - | آواثاء:ناتثبید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «ثَبْدَن (؟ مورد تثبیتیافتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تثبدن»: To become rendered stabilized (by X)
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی تکنین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین