ثبتکننده کردن
ظاهر
عَبِرات ([؟] عبارت) «ثبتکننده کردن» معنیهای زیر را دارائَد ([؟] دارا است):
- ثَبانْدَن:❖ مورد تثبیتیافتهشده قرار دادن؛
- مثال. پایگاهداده
PostgreSQLرا برای پروژه ثبتکننده کردم.معادل: پایگاهدادهPostgreSQLرا در پروژه تَثَبْدَم (؟ مورد تثبیتیافته قرار دادم).
- مثال. پایگاهداده
همچنین ببین: ضبطکننده کردن؛ تثبیتگر کردن