تزحمدن
ظاهر
مصدر «تَزَحِمْدَن» بهمعنی «مورد زحمتگرفته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی انجامدهنده کاری که برایش وقتگیر، دشوار، یا ناخوشایند است بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـزحمدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَزَحِمْدَن»
بنهای تصریفی «تَزَحِمْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَزَحِمْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَزَحِمْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَزَحِمْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَزَحِم»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَزَحِمْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَزَحِمْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَزَحِمْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «تزحمدن»: زَحِمْدَن ([؟] مورد زحمتگرفتن قرار دادن)؛ زَحِمانْدَن ([؟] مورد زحمتگرفتهشو قرار دادن)؛ مِزَحِمْدَن ([؟] مورد زحمتکشنده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَزَحِمْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـزحمدن❖ | معکوس(های) «تزحمدن»: ربطاء:تزحمدن/پاد
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «زَحِمْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد زحمتگرفته قرار دادن»]
- مثال. تَزَحِمْدَن (؟ مورد زحمتگرفته قرار دادن) کسی برای تَلِسْتودَن ([؟] مورد بارْستانی قرار دادن) این فایلها شایِسْناک ([؟] دارای شایستیت) نائَد ([؟] نیست (فعل ربط))؟ترجمه: زحمت دادن به کسی برای دانلود کردن این فایلها شایسته نیست.
عملواژه
- ️تلفظ: /تَزَحِمْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تزحمدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تزحمدن»: «تَزَحِمْتِد»؛ بن گذشته «تزحمدن»: ↦«تَزَحِمْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تزحمدن»: «تَزَحِمْتِن»⟼«تَزَحِم» (بنکنون «تزحمدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تزحمدن»: «تَزَحِمْنِت»؛ بن آینده «تزحمدن»: ↦«تَزَحِمْن»؛ بن آینده در آینده «تزحمدن»: ↤«تَزَحِمْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «زَحِمْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد زحمتگرفته قرار دادن»]
- مثال. علی را برای تَلِسْتودَن ([؟] مورد بارْستانی قرار دادن) این فایلها تَزَحِمْدَم (؟ مورد زحمتگرفته قرار دادم).ترجمه: به علی برای دانلود کردن این فایلها زحمت دادم.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَزَحِمْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتزحم | - | - | آواثاء:بتزحمید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتزحم | - | - | آواثاء:نتزحمید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتزحم | - | - | آواثاء:ناتزحمید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «زَحِمْدَن (؟ مورد زحمتگرفتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تزحمدن»: To trouble someone with؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تزحمدن»: To put someone to the trouble of
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین