فالسسدن
ظاهر
مصدر «فالَسِسْدَن» بهمعنی «مورد لزوم پیادهسازیگرفتن در جایگاه ارجحتر قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فراثاء:فالسسدن این مصدر از «فا [※ فراثاء:بنواج/وندامو/رجحاءی/فال] + لـ [※ فراثاء:بنواج/وندامو/رجحاءی/ل] + ـَسسدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «فالَسِسْدَن»
بنهای تصریفی «فالَسِسْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فالَسِسْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فالَسِسْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فالَسِسْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فالَسِس»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فالَسِسْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فالَسِسْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فالَسِسْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «فالسسدن»: اَسِسْدَن ([؟] مورد پیادهسازیگرفتن قرار دادن)؛ أَسْسانْدَن ([؟] مورد پیادهسازیگرفتهشده قرار دادن)؛ تَاَسِسْدَن ([؟] مورد پیادهسازیگرفته قرار دادن)؛ فولَسِسْدَن ([؟] مورد لزوم پیادهسازیگرفتن در جایگاه کمارجحتر قرار دادن)؛ فالَسِسانْدَن ([؟] مورد لزوم پیادهسازیگرفتهشده در جایگاه ارجحتر قرار دادن)؛ فولَسِسانْدَن ([؟] مورد لزوم پیادهسازیگرفتهشده در جایگاه کمارجحتر قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /فالَسِسْدَن/📥 ریشهشناسی: فا [※ فراثاء:بنواج/وندامو/رجحاءی/فال] + لـ [※ فراثاء:بنواج/وندامو/رجحاءی/ل] + ـَسسدن❖ | همخانواده «فالسسدن»: ربطاء:فالسسدن/هش
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی فالْکُنین «اَسِسْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد لزوم پیادهسازیگرفتن در جایگاه ارجحتر قرار دادن»]
- مثال. فالَسِسْدَن (؟ مورد لزوم پیادهسازیگرفتن در جایگاه ارجحتر قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) نوعِپال ([؟] کلاس) پدر ناوُجویائَد ([؟] بهوجودیتگرفته نیست)، چون پیچِگی ([؟] پیچیدگی) را بِبیشْد ([؟] مورد بیشتریافتن قرار بداد).ترجمه: لازم گرفتن پیادهسازی توسط کلاس پدر وجود ندارد، چون پیچیدگی را افزایش میدهد.
عملواژه
- ️تلفظ: /فالَسِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فالسسدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «فالسسدن»: «فالَسِسْتِد»؛ بن گذشته «فالسسدن»: ↦«فالَسِسْد»↤؛ بن آینده در گذشته «فالسسدن»: «فالَسِسْتِن»⟼«فالَسِس» (بنکنون «فالسسدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «فالسسدن»: «فالَسِسْنِت»؛ بن آینده «فالسسدن»: ↦«فالَسِسْن»؛ بن آینده در آینده «فالسسدن»: ↤«فالَسِسْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی فالْکُنین «اَسِسْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد لزوم پیادهسازیگرفتن در جایگاه ارجحتر قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فالَسِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بفالسس | - | - | آواثاء:بفالسسید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نفالسس | - | - | آواثاء:نفالسسید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نافالسس | - | - | آواثاء:نافالسسید | - | |
ترجمه
مصدر فالْکُنین «اَسِسْدَن (؟ مورد پیادهسازیگرفتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «فالسسدن»: to mandate implementation at a lower layer
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی فالکنین