پرش به محتوا

ازودن

از واژسین

مصدر «أَزِودَن» به‌معنی «مورد آرزویافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» در ازای «مفعول» آرزو (تمایل قلبی) بشود. این مصدر از «آرزو + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «أَزِودَن»

بن‌های تصریفی «أَزِودَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «أَزِوتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «أَزِود»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «أَزِوتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «أَزِو»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «أَزِونْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «أَزِون»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «أَزِونْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: أَزِوانْدَن ([؟] مورد آرزویافته‌شده قرار دادن)؛ أَزِوودَن ([؟] مورد آرزوگرفتن قرار دادن)؛ تَأَزِوْدَن ([؟] مورد آرزویافته قرار دادن)؛ تَأَزِوْدَن ([؟] مورد آرزویافته قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /أَزِودَن/📥 ریشه‌شناسی: آرزو + دن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | هم‌ردیف(های) «ازودن»: دِلْدَن ([؟] مورد دلدادگی‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «ازودن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَزِواء ([؟] آرزویافته (ازای آرزو)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آرزویافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. أَزِودَن (؟ مورد آرزویافتن قرار دادن) بهترین زندگی باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) مرگ برای اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی)) نامَکِناء ([؟] غیر امکان‌دریافته (ناممکن)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: آرزو یافتن بهترین زندگی به‌ازای مرگ برای آن‌ها ناممکن است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /أَزِودَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ازودن»: بن گذشته در گذشته «ازودن»: «أَزِوتْد»؛ بن گذشته «ازودن»: «أَزِود»؛ بن آینده در گذشته «ازودن»: «أَزِوتْن»«أَزِو» (بن‌کنون «ازودن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ازودن»: «أَزِونْت»؛ بن آینده «ازودن»: «أَزِون»؛ بن آینده در آینده «ازودن»: «أَزِونْن»
  1. تعریف «ازودن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) أَزِواء ([؟] آرزویافته (ازای آرزو)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد آرزویافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. مرگ، کَسِبْدَن ([؟] مورد کسبیت‌یافتن قرار دادن) بهترین زندگی را نَأَزِوَد (؟ مورد آرزویافتن قرار ندهد).🌐ترجمه: مرگ، کسب کردن بهترین زندگی را آرزو نمی‌یابد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «أَزِودَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ازوتدم آواثاء:ازوتدی أَزِوتْد آواثاء:ازوتدیم آواثاء:ازوتدید آواثاء:ازوتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:ازودم آواثاء:ازودی أَزِود آواثاء:ازودیم آواثاء:ازودید آواثاء:ازودند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ازوتنم آواثاء:ازوتنی آواثاء:ازوتند آواثاء:ازوتنیم آواثاء:ازوتنید آواثاء:ازوتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ازوم آواثاء:ازوی آواثاء:ازوَد آواثاء:ازویم آواثاء:ازوید آواثاء:ازوند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ازونتم آواثاء:ازونتی أَزِونْت آواثاء:ازونتیم آواثاء:ازونتید آواثاء:ازونتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ازونم آواثاء:ازونی آواثاء:ازونَد آواثاء:ازونیم آواثاء:ازونید آواثاء:ازونند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ازوننم آواثاء:ازوننی آواثاء:ازوننَد آواثاء:ازوننیم آواثاء:ازوننید آواثاء:ازوننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «أَزِودَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بازو - - آواثاء:بازوید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نازو - - آواثاء:نازوید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناازو - - آواثاء:ناازوید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) أَزِواء (؟ آرزویافته (ازای آرزو)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)