فرامودن
ظاهر
مصدر «فَرامودَن» بهمعنی «مورد فراموشییافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» بخاطر وضعیت، شرایط، یا حالت درونی «مفعول» غیر قابلیادآوری بشود. این مصدر از «فرامو + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «فَرامودَن»
بنهای تصریفی «فَرامودَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «فَراموتْد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «فَرامود»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «فَراموتْن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «فَراموی»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «فَرامونْت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «فَرامون»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «فَرامونْن»
فارسی
همچنین ببین: فَرامویانْدَن ([؟] مورد فراموشیگرفتهشده قرار دادن)؛ اُفَرامودَن ([؟] مورد فراموشیگرفتن قرار دادن)؛ اُفَراموژْدَن ([؟] مورد فراموشیگرفتن قرار دادن)؛ تَفَرامودَن ([؟] مورد فراموشیگرفته قرار دادن)؛ فَراموژْدَن ([؟] مورد فراموشییافتن قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /فَرامودَن/📥 ریشهشناسی: فرامو + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | متضاد «فرامودن»: ثَبْدَن ([؟] مورد تثبیتیافتن قرار دادن) | معکوس(های) «فرامودن»: آفَرامودَن ([؟] مورد بازیادآوری قرار دادن)
- تعریف «فرامودن». فرایند ناتَوانْدَن ([؟] مورد توانایییافتن قرار نادادن) تَذَکِرْدَن ([؟] مورد یادآورده قرار دادن) اِطَلِعاء ([؟] اطلاعیافته (اطلاع)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد فراموشییافتن قرار دادن»]
- مثال. فَرامودَن (؟ مورد فراموشییافتن قرار دادن) کسی خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) خوشایند نائَد ([؟] نیست (فعل ربط)).ترجمه: فراموشی یافتن کسی خیلی خوشایند نیست.
عملواژه
- ️تلفظ: /فَرامودَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «فرامودن»: ▶ بن گذشته در گذشته «فرامودن»: «فَراموتْد»؛ بن گذشته «فرامودن»: ↦«فَرامود»↤؛ بن آینده در گذشته «فرامودن»: «فَراموتْن»⟼«فَراموی» (بنکنون «فرامودن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «فرامودن»: «فَرامونْت»؛ بن آینده «فرامودن»: ↦«فَرامون»؛ بن آینده در آینده «فرامودن»: ↤«فَرامونْن»◀
- تعریف «فرامودن». تَذَکِرْدَن ([؟] مورد یادآورده قرار دادن) اِطَلِعاء ([؟] اطلاعیافته (اطلاع)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) را ناتَوانْدَن ([؟] مورد توانایییافتن قرار نادادن): [💬یا بعبارتی «مورد فراموشییافتن قرار دادن»]
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «فَرامودَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بفراموی | - | - | آواثاء:بفرامویید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نفراموی | - | - | آواثاء:نفرامویید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:نافراموی | - | - | آواثاء:نافرامویید | - | |
ترجمه
ناتَوانْدَن (؟ مورد توانایییافتن قرار نادادن) تَذَکِرْدَن (؟ مورد یادآورده قرار دادن) اِطَلِعاء (؟ اطلاعیافته (اطلاع))
- ترجمه (معادل) انگلیسی «فرامودن»: To be forgotten؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «فرامودن»: To become unremembered
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا