پرش به محتوا

دهاندن

از واژسین

مصدر «دِهانْدَن» به‌معنی «مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی گیرنده چیزی بشود. این مصدر از «دهـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «دِهانْدَن»

بن‌های تصریفی «دِهانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «دِهانِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «دِهانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «دِهانِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «دِهان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «دِهانِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «دِهانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «دِهانِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن)؛ اُدِهْدَن ([؟] مورد دهش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَدِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته قرار دادن)؛ اُدِهانْدَن ([؟] مورد دهش‌گرفته‌شده قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «دِهْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. دِهانْدَن (؟ مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن) انسان بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) گرسنگی، خاهاء ([؟] خواسته‌یافته (خواسته)) خدا ئِد ([؟] بود (فعل ربط)).🌐ترجمه: دادن گرسنگی به انسان، خواست خدا بود.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /دِهانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «دهاندن»: بن گذشته در گذشته «دهاندن»: «دِهانِتْد»؛ بن گذشته «دهاندن»: «دِهانْد»؛ بن آینده در گذشته «دهاندن»: «دِهانِتْن»«دِهان» (بن‌کنون «دهاندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «دهاندن»: «دِهانِنْت»؛ بن آینده «دهاندن»: «دِهانْن»؛ بن آینده در آینده «دهاندن»: «دِهانِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «دِهْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. خدا انسان را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) گرسنگی دِهانْد (؟ مورد دهش‌یافته‌شده قرار داد).🌐ترجمه: خدا گرسنگی را به انسان داد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «دِهانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:دهانتدم آواثاء:دهانتدی دِهانِتْد آواثاء:دهانتدیم آواثاء:دهانتدید آواثاء:دهانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:دهاندم آواثاء:دهاندی دِهانْد آواثاء:دهاندیم آواثاء:دهاندید آواثاء:دهاندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:دهانتنم آواثاء:دهانتنی آواثاء:دهانتند آواثاء:دهانتنیم آواثاء:دهانتنید آواثاء:دهانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:دهانم آواثاء:دهانی آواثاء:دهانَد آواثاء:دهانیم آواثاء:دهانید آواثاء:دهانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:دهاننتم آواثاء:دهاننتی دِهانِنْت آواثاء:دهاننتیم آواثاء:دهاننتید آواثاء:دهاننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:دهاننم آواثاء:دهاننی آواثاء:دهاننَد دِهانْنیم آواثاء:دهاننید آواثاء:دهاننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:دهانننم آواثاء:دهانننی آواثاء:دهانننَد آواثاء:دهانننیم آواثاء:دهانننید آواثاء:دهانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «دِهانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بدهان - - آواثاء:بدهانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:ندهان - - آواثاء:ندهانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:نادهان - - آواثاء:نادهانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «دِهْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن)»