پرش به محتوا

ادهاندن

از واژسین

مصدر «اُدِهانْدَن» به‌معنی «مورد دهش‌گرفته‌شده قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن کسی یا چیزی به دیگری داده بشود. این مصدر از «ادهـ + ـانـ [ میانوند «ـانـ» یک «سانَّما» است، و برای نشان‌دادن عامل انگیزی، استفاده می‌شود؛ مثل: «قَبِلانْدَن ([؟] مورد قبول‌یافته شدن قرار دادن)» و «آرُمانْدَن ([؟] مورد آرامش‌یافته‌شده قرار دادن)»] + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «اُدِهانْدَن»

بن‌های تصریفی «اُدِهانْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْد» ← «اُدِهانِتْد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «اُدِهانْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـِتْن» ← «اُدِهانِتْن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «اُدِهان»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْت» ← «اُدِهانِنْت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «اُدِهانْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـِنْن» ← «اُدِهانِنْن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: دِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن)؛ دِهانْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُدِهْدَن ([؟] مورد دهش‌گرفتن قرار دادن)؛ تَدِهْدَن ([؟] مورد دهش‌یافته قرار دادن)

مصدر

  1. مَصْدَر عَمَلی ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «اُدِهْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد دهش‌گرفته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. اُدِهانْدَن (؟ مورد دهش‌گرفته‌شده قرار دادن) روشنایی بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) زمین، خِیْلی ([؟] مقدار زیادی) زیبْناک ([؟] دارای زیبایافتگی (زیبا)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: دادن روشنایی به زمین، خیلی زیبا است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /اُدِهانْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «ادهاندن»: بن گذشته در گذشته «ادهاندن»: «اُدِهانِتْد»؛ بن گذشته «ادهاندن»: «اُدِهانْد»؛ بن آینده در گذشته «ادهاندن»: «اُدِهانِتْن»«اُدِهان» (بن‌کنون «ادهاندن»)، ؛ بن گذشته در آینده «ادهاندن»: «اُدِهانِنْت»؛ بن آینده «ادهاندن»: «اُدِهانْن»؛ بن آینده در آینده «ادهاندن»: «اُدِهانِنْن»
  1. عَمَلْواژه ناصَریح اَنْگیزی سَبَبی کُنادین عَلِنِئا «اُدِهْدَن»:‌ [💬به زبان ساده: «مورد دهش‌گرفته‌شده قرار دادن»]
    🚀مثال. خورشید روشنایی را بِعِل ([؟] به عاملیت (به عمل‌کنندگی)) زمین می‌اُدِهانَد (؟ مورد دهش‌گرفته‌شده قرار می‌دهد).🌐ترجمه: خورشید روشنایی را به زمین می‌دهد.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «اُدِهانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:ادهانتدم آواثاء:ادهانتدی اُدِهانِتْد آواثاء:ادهانتدیم آواثاء:ادهانتدید آواثاء:ادهانتدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:ادهاندم آواثاء:ادهاندی اُدِهانْد آواثاء:ادهاندیم آواثاء:ادهاندید آواثاء:ادهاندند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:ادهانتنم آواثاء:ادهانتنی آواثاء:ادهانتند آواثاء:ادهانتنیم آواثاء:ادهانتنید آواثاء:ادهانتنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:ادهانم آواثاء:ادهانی آواثاء:ادهانَد آواثاء:ادهانیم آواثاء:ادهانید آواثاء:ادهانند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:ادهاننتم آواثاء:ادهاننتی اُدِهانِنْت آواثاء:ادهاننتیم آواثاء:ادهاننتید آواثاء:ادهاننتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:ادهاننم آواثاء:ادهاننی آواثاء:ادهاننَد آواثاء:ادهاننیم آواثاء:ادهاننید آواثاء:ادهاننند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:ادهانننم آواثاء:ادهانننی آواثاء:ادهانننَد آواثاء:ادهانننیم آواثاء:ادهانننید آواثاء:ادهانننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «اُدِهانْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بادهان - - آواثاء:بادهانید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نادهان - - آواثاء:نادهانید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناادهان - - آواثاء:ناادهانید -

ترجمه

مصدر اَنْگیزی «اُدِهْدَن (؟ مورد دهش‌گرفتن قرار دادن)»