رویدن
ظاهر
مصدر «رَوِیْدَن» بهمعنی «مورد رفتیافتن قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» مسیر رفتن «مفعول» بشود. این مصدر از «رویـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «رَوِیْدَن»
بنهای تصریفی «رَوِیْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «رَوِیْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «رَوِیْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «رَوِیْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «رَوِی»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «رَوِیْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «رَوِیْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «رَوِیْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «رویدن»: رَوِیانْدَن ([؟] مورد رفتیافتهشده قرار دادن)؛ اُرَوِیْدَن ([؟] مورد رفتگرفتن قرار دادن)؛ تَرَوِیْدَن ([؟] مورد رفتیافته قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /رَوِیْدَن/📥 ریشهشناسی: رویـ + ـدن [※ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده میشود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] ❖ | همردیف(های) «رویدن»: حَرِکْدَن ([؟] مورد تحرکیافتن قرار دادن)؛ آسِلْدَن ([؟] مورد حرکتدرونسیالیافتن قرار دادن) | همخانواده «رویدن»: شَنِنْدَن ([؟] مورد شنایافتن قرار دادن)؛ هاوْدَن ([؟] مورد سفرهوایییافتن قرار دادن) | معکوس(های) «رویدن»: آرَوِیْدَن ([؟] مورد برگشتیافتن قرار دادن)
- تعریف «رویدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) رَوِیاء ([؟] رفتیافته (مسیر؛ رفتگاه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع): [💬یا بعبارتی «مورد رفتیافتن قرار دادن»]
عملواژه
- ️تلفظ: /رَوِیْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «رویدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «رویدن»: «رَوِیْتِد»؛ بن گذشته «رویدن»: ↦«رَوِیْد»↤؛ بن آینده در گذشته «رویدن»: «رَوِیْتِن»⟼«رَوِی» (بنکنون «رویدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «رویدن»: «رَوِیْنِت»؛ بن آینده «رویدن»: ↦«رَوِیْن»؛ بن آینده در آینده «رویدن»: ↤«رَوِیْنِن»◀
- تعریف «رویدن». بافِل ([؟] با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) رَوِیاء ([؟] رفتیافته (مسیر؛ رفتگاه)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهشیافتن قرار دادن): [💬یا بعبارتی «مورد رفتیافتن قرار دادن»]
- مثال. از نقطه «آ» تا «ب»، قایق هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را رَوِیْد (؟ مورد رفتیافتن قرار داد).ترجمه: آن قایق از نقطه «آ» تا «ب» را روندگی یافت.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «رَوِیْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بروی | - | - | آواثاء:برویید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نروی | - | - | آواثاء:نرویید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناروی | - | - | آواثاء:نارویید | - | |
ترجمه
دَهِیْدَن (؟ مورد دهشیافتن قرار دادن) بافِل (؟ با فاعلیت (بهواسطه؛ توسط)) رَوِیاء (؟ رفتیافته (مسیر؛ رفتگاه)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
- ترجمه (معادل) انگلیسی «رویدن»: To go
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا