پرش به محتوا

تمسدن

از واژسین

مصدر «تَمِسْدَن» به‌معنی «مورد تماس‌یافتن قرار دادن» می‌باشد؛ به‌عبارتی دیگر، فرایندی که در آن «فاعل» برای آغاز تبادل اطلاعات با «مفعول» استفاده بشود. این مصدر از «تمسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] » ساخته‌شده است.

; بن‌های تصریفی «تَمِسْدَن»

بن‌های تصریفی «تَمِسْدَن» به‌گونه زیر ساخته می‌شوند:

  • بُنْ‌پیشْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَمِسْتِد»
  • بُنْ‌گُذَشْتِه [ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَمِسْد»
  • بُنْ‌پَسْگُذَشْتِه [ پایه فعل‌های آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَمِسْتِن»
  • بُنْ‌کُنون [ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَمِس»
  • بُنْ‌پیشْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَمِسْنِت»
  • بُنْ‌آیَنْدِه [ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَمِسْن»
  • بُنْ‌پَسْآیَنْدِه [ پایه فعل‌های آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَمِسْنِن»

فارسی

🕸️ همچنین ببین: تَمِسانْدَن ([؟] مورد تماس‌یافته‌شده قرار دادن)؛ اُتَمِسْدَن ([؟] مورد تماس‌گرفتن قرار دادن)؛ اِشْتَمِسْدَن ([؟] مورد تماس‌گیری‌دیدن قرار دادن)؛ اُتَمِسانْدَن ([؟] معناء:اتمساندن)؛ اِشْتَمِسانْدَن ([؟] مورد تماس‌گیری‌دیده‌شده قرار دادن)

مصدر

  • 🗣تلفظ: /تَمِسْدَن/📥 ریشه‌شناسی: تمسـ + ـدن [ پسوند «ـدن» که «مَصْدَرْنَما» نامیده می‌شود، نمایانگر مصدر بودن یک واژه است.] | هم‌ردیف(های) «تمسدن»: وَصِلْدَن ([؟] مورد اتصال‌یافتن قرار دادن)؛ رَبْطیدَن ([؟] مورد ارتباط‌یافتن قرار دادن)؛ خیشدَن ([؟] مورد خویشی‌یافتن قرار دادن)؛ وَسْدَن ([؟] مورد وصل‌سازی‌یافتن قرار دادن) | معکوس(های) «تمسدن»: آتَمِسْدَن ([؟] مورد رفع‌تماس‌یافتن قرار دادن)
  1. تعریف «تمسدن». فرایند دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَمِساء ([؟] تماس‌یافته (تماس‌ساز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تماس‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. تَمِسْدَن (؟ مورد تماس‌یافتن قرار دادن) رایانال ([؟] رایانه؛ کامپیوتر) هه ([؟] مذکور؛ یادشده) باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) این عَلِماء ([؟] معلوم‌یافته (علامت)) ئَد ([؟] است (فعل ربط)).🌐ترجمه: تماس یافتن با آن کامپیوتر توسط این سیگنال است.

عملواژه

  • 🗣تلفظ: /تَمِسْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تمسدن»: بن گذشته در گذشته «تمسدن»: «تَمِسْتِد»؛ بن گذشته «تمسدن»: «تَمِسْد»؛ بن آینده در گذشته «تمسدن»: «تَمِسْتِن»«تَمِس» (بن‌کنون «تمسدن»)، ؛ بن گذشته در آینده «تمسدن»: «تَمِسْنِت»؛ بن آینده «تمسدن»: «تَمِسْن»؛ بن آینده در آینده «تمسدن»: «تَمِسْنِن»
  1. تعریف «تمسدن». باعِل ([؟] با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَمِساء ([؟] تماس‌یافته (تماس‌ساز)) هی ([؟] حرف نکره مفرد و جمع) دَهِیْدَن ([؟] مورد دهش‌یافتن قرار دادن):‌ [💬یا بعبارتی «مورد تماس‌یافتن قرار دادن»]
    🚀مثال. یِه ([؟] یک (حرف تعریف نامعین مفرد)) سلام، حسن را تَمِسْد (؟ مورد تماس‌یافتن قرار داد).🌐ترجمه: حسن یک سلام را به‌عنوان تماس یافت.
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی نافَرْجامی سادی «تَمِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
قبل پیشْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشگذشته] آواثاء:تمستدم آواثاء:تمستدی تَمِسْتِد آواثاء:تمستدیم آواثاء:تمستدید آواثاء:تمستدند
گُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/گذشته] آواثاء:تمسدم آواثاء:تمسدی تَمِسْد آواثاء:تمسدیم آواثاء:تمسدید آواثاء:تمسدند
پَسْگُذَشْتِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسگذشته] آواثاء:تمستنم آواثاء:تمستنی آواثاء:تمستند آواثاء:تمستنیم آواثاء:تمستنید آواثاء:تمستنند
حال کُنون [ فراثاء:عملواژه/زمانما/کنون] آواثاء:تمسم آواثاء:تمسی آواثاء:تمسَد آواثاء:تمسیم آواثاء:تمسید آواثاء:تمسند
بعد پیشْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پیشآینده] آواثاء:تمسنتم آواثاء:تمسنتی تَمِسْنِت آواثاء:تمسنتیم آواثاء:تمسنتید آواثاء:تمسنتند
آیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/آینده] آواثاء:تمسنم آواثاء:تمسنی آواثاء:تمسنَد آواثاء:تمسنیم آواثاء:تمسنید آواثاء:تمسنند
پَسْآیَنْدِه [ فراثاء:عملواژه/زمانما/پسآینده] آواثاء:تمسننم آواثاء:تمسننی آواثاء:تمسننَد آواثاء:تمسننیم آواثاء:تمسننید آواثاء:تمسننند
عَمَلْواژه‌های اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَمِسْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟
نَهادْنَما تَکْتایی جَمِعْتایی
یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] یکم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] دوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] سوم [ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آن‌ها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.]
مُثْبَت [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] - آواثاء:بتمس - - آواثاء:بتمسید -
طَرْدی [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] - آواثاء:نتمس - - آواثاء:نتمسید -
حَذَری [ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] - آواثاء:ناتمس - - آواثاء:ناتمسید -

ترجمه

دَهِیْدَن (؟ مورد دهش‌یافتن قرار دادن) باعِل (؟ با فاعلیت (به‌واسطه؛ توسط)) تَمِساء (؟ تماس‌یافته (تماس‌ساز)) هی (؟ حرف نکره مفرد و جمع)
  • ترجمه (معادل) انگلیسی «تمسدن»: To contact؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تمسدن»: To connect