تفرایدن
ظاهر
مصدر «تَفَرایْدَن» بهمعنی «مورد پیشرفتگرفته قرار دادن» میباشد؛ بهعبارتی دیگر، فرایندی که در آن چیزی به پیش یا جلو، از نظر پیشرفتگی یا توسعهیافتگی، برده بشود. این مصدر از «تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـفرایدن» ساختهشده است.
; بنهای تصریفی «تَفَرایْدَن»
بنهای تصریفی «تَفَرایْدَن» بهگونه زیر ساخته میشوند:
- بُنْپیشْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای گذشته در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِد» ← «تَفَرایْتِد»
- بُنْگُذَشْتِه [※ پایه فعل ماضی] : مصدر بدون «ن» مَصْدَرْنَما ← «تَفَرایْد»
- بُنْپَسْگُذَشْتِه [※ پایه فعلهای آینده در گذشته] : تعویض مَصْدَرْنَما «ـدن» با «ـتِن» ← «تَفَرایْتِن»
- بُنْکُنون [※ پایه فعل مضارع] : مصدر بدون مَصْدَرْنَما ← «تَفَرای»
- بُنْپیشْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای گذشته در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِت» ← «تَفَرایْنِت»
- بُنْآیَنْدِه [※ پایه فعل آینده] : مصدر بدون «د» مَصْدَرْنَما ← «تَفَرایْن»
- بُنْپَسْآیَنْدِه [※ پایه فعلهای آینده در آینده] : تعویض مَصْدَرْنَما با «ـنِن» ← «تَفَرایْنِن»
فارسی
واژههای مرتبط با «تفرایدن»: فَرایْدَن ([؟] مورد پیشرفتگرفتن قرار دادن)؛ فَرایانْدَن ([؟] مورد پیشرفتگرفتهشده قرار دادن)
مصدر
- ️تلفظ: /تَفَرایْدَن/📥 ریشهشناسی: تـ [※ پیشوند «تَـ» یک «وَنْدامو» برای قرار دادن «مفعول» در نقش «فاعل» مصدر پایه میباشد؛ مثل: «تَأَدِسْدَن ([؟] مورد آدرسیافته قرار دادن)» و «تَخَبَرْدَن ([؟] مورد باخبر شده قرار دادن)»] + ـفرایدن❖ | متضاد «تفرایدن»: تَپَسایْدَن ([؟] مورد پسرفتگرفته قرار دادن)
- مَصْدَر عَمَلی ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «فَرایْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد پیشرفتگرفته قرار دادن»]
- مثال. برای تَفَرایْدَن (؟ مورد پیشرفتگرفته قرار دادن) دانایی، دانشمندها بایَد ([؟] باید) شَدّانِه ([؟] بهشکل شدید) بِتَلِشَنْد ([؟] مورد تلاشیافتن قرار بدهند).ترجمه: برای پیشرفت دادن علم، دانشمندها باید شدیدا تلاش کنند.
عملواژه
- ️تلفظ: /تَفَرایْدَن/📥 بن ماضی، مضارع، و آینده مصدر «تفرایدن»: ▶ بن گذشته در گذشته «تفرایدن»: «تَفَرایْتِد»؛ بن گذشته «تفرایدن»: ↦«تَفَرایْد»↤؛ بن آینده در گذشته «تفرایدن»: «تَفَرایْتِن»⟼«تَفَرای» (بنکنون «تفرایدن»)، ⟻؛ بن گذشته در آینده «تفرایدن»: «تَفَرایْنِت»؛ بن آینده «تفرایدن»: ↦«تَفَرایْن»؛ بن آینده در آینده «تفرایدن»: ↤«تَفَرایْنِن»◀
- عَمَلْواژه ناصَریح کُنایی کُنادین عَلِنِئا آمویاءی عَمَلاءی تَکُنین «فَرایْدَن»: [💬به زبان ساده: «مورد پیشرفتگرفته قرار دادن»]
- مثال. دانشمند هه ([؟] مذکور؛ یادشده) فَهِماژ ([؟] فهم) اِمان ([؟] ما) از جهان را [[تلاشانه|آواثاء:تلاشانه]] ([؟] معناء:تلاشانه) تَفَرایْد (؟ مورد پیشرفتگرفته قرار داد).ترجمه: آن دانشمند فهممان از جهان را با تلاشش پیشرفت داد.
- مثال. وُسِعَنْدِگان ([؟] توسعهگیرندگان) نرمافزار هه ([؟] مذکور؛ یادشده) را با اَسِسانْدَن ([؟] مورد پیادهسازیگرفتهشده قرار دادن) ویژگیهای جدید تَفَرایْدَنْد (؟ مورد پیشرفتگرفته قرار دادند).ترجمه: توسعهدهندگان آن نرمافزار را با پیادهسازی ویژگیهای جدید پیشرفت دادند.
| عَمَلْواژههای اَنِجاءی فَرْمانی سادی «تَفَرایْدَن»「؟」 🎯 💡 🌟 | |||||||
| نَهادْنَما | تَکْتایی | جَمِعْتایی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «من» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تو» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «او» است.] | یکم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «مَنان ([؟] ما (ضمیر اول شخص جمع))» است.] | دوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «تُویان ([؟] شما (ضمیر دوم شخص جمع))» است.] | سوم [※ اگر نهاد انسان یا موجود عاقل باشد، معادل ضمیر «اویان ([؟] آنها (ضمیر سوم شخص جمع انسانی))» است.] | ||
| مُثْبَت [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/مثبت] | - | آواثاء:بتفرای | - | - | آواثاء:بتفرایید | - | |
| طَرْدی [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/طردی] | - | آواثاء:نتفرای | - | - | آواثاء:نتفرایید | - | |
| حَذَری [※ فراثاء:عملواژه/فرمانی/منفی/حذری] | - | آواثاء:ناتفرای | - | - | آواثاء:ناتفرایید | - | |
ترجمه
مصدر تَکُنین «فَرایْدَن (؟ مورد پیشرفتگرفتن قرار دادن)»
- ترجمه (معادل) انگلیسی «تفرایدن»: To advance؛ ترجمه (معادل) انگلیسی «تفرایدن»: To evolve
ردهها:
- صفحههای دارای پیوند خراب به پرونده
- واژهها
- واژه فارسی
- مصدر فارسی
- مصدر فارسی عملی
- مصدر فارسی ناصریح
- مصدر فارسی کنایی
- مصدر فارسی کنادین
- مصدر فارسی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح
- مصدر فارسی عملی کنایی
- مصدر فارسی عملی کنادین
- مصدر فارسی عملی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین
- مصدر فارسی کنایی علنئا
- مصدر فارسی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی عملی ناصریح کنایی کنادین علنئا
- مصدر فارسی آمویاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنادین
- مصدر فارسی آمویاءی عملاءی تکنین